«

»

مه 20

دروغ های بزرگ آزادسازی زنان

دروغ های بزرگ آزادسازی زنان

نویسنده: محسن محمدی نیا

100425010837190306

سلام آقای دکتر محمدی نیا
من خانمی هستم ۳۳ ساله. یکبار در سن ۲۳ سالگی ازدواج کردم و در سن ۲۸ سالگی با یک فرزند ۴ ساله جدا شدم و بعد از جدایی به مالزی آمدم فوق لیسانس خود را در مالزی گرفتم. در حال حاضر در یک شرکت خصوصی بعنوان کارشناس کار می کنم هم خانواده متعادل و تحصیکرده و گرمی دارم هم تحصیلات و درآمد خوبی دارم. اگر تعریف از خود نباشد همه از جمله خانواده و دوستانم می گویند تو بسیار زیبا هستی و اگر ما چهره تو را داشتیم با مردهای فوق العاده برتری از نظر موقعیت اقصادی و اجتماعی ارتباط برقرار و یا ازدواج می کردیم. اما متاسفانه اکثر مردانی که با آنها ارتباط داشته ام در ابتداء بسیار تحت تاثیر جذابیت و زیبایی ام قرار می گیرند ولی ارتباط من به چند هفته و یا گاهی هم چند ماه بیشتر بطول نمی انجامد و تمام می شود. حتی اگر رابطه ما طولانی هم شود هیچیک از آنها, همانهایی که آنچنان خود را دلباخته من نشان می دادند حتی اشاره ای هم به تعهد و ازدواج نمی کنند. اگر هم من بخواهم به شکلی, چه مستقیم, چه غیر مستقیم این مسئله را مطرح کنم, بعضی از آنها که خیلی رک و صریح هستند می گویند:
“هیچ حسابی روی این رابطه باز نکن ما فقط با هم دوست هستیم” و یا می گویند:
“من عاشقانه تو را دوست دارم اما فعلا شرایط ازدواج ندارم”
بطوریکه من در نهایت واقعا گیج و سردرگم می شوم. نمیدانم به این رابطه ادامه دهم یا نه؟ به نظر شما مشکل از کجاست؟ آیا مردان از ازدواج و تعهد فراری شده اند؟ یا اشکال از من است؟ من که پاک اعتماد به نفسم را از دست داده ام. نمی دانم واقعا چکار باید کرد؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. خواهش می کنم پیام مرا بی پاسخ نگذارید. با تشکر از شما و مجله کیوسک. ش. ر. مالزی – KL

سلام دختر خوبم!
مشکلی که شما مطرح کرده اید مشکل بسیاری از زنان و دختران ما در ایران, مالزی و به جرات می توانم بگویم که در سراسر دنیاست.
در حال حاضر من هر ماه با تعداد زیادی از دختران و زنان که اکثر آنها بین ۲۲ و ۲۳ الی ۴۰ سالگی است مشاوره دارم. اکثر این خانم ها یا دانشجو هستند و یا به یک حرفه خوب و ممتاز در مالزی اشتغال دارند. یعنی از نظر موقعیت شغلی و تحصیلی دارای رتبه خوبی در اجتماع هستند اما در برقراری ارتباط و مهمتر از آن در حفظ و استمرار این رابطه مشکل جدی دارند. بعبارت دیگر می توانم بگویم, مردان مثل ماهی از دست آنها لیز می خورند و اصلا نمی توانند آنها را به ازدواج و تعهدی پایدار ملزم کنند.
بعنوان مثال خانمی میگفت که با پسری در ایران در یک مهمانی آشنا شدم و بعد از یکماه من به مالزی و ایشان به آمریکا بازگشت سپس از طریق چت و وب هر روز ساعتها با هم صحبت می کردیم. این رابطه یکسال ادامه یافت و ایشان مرا از نظر مالی و عاطفی بشدت حمایت می کرد. ایشان خود را چنان دلباخته و کشته و مرده من نشان می داد که اصرار می کرد از آمریکا به مالزی بیاید و تا مدتی با هم باشیم. بقول خودش صبر او دیگر لبریز شده بود. او از موقعیت شغلی و اجتماعی خوبی برخوردار بود و خانواده خوب و سالمی هم داشت. این خانم می گفت من فکر می کردم خوشبختی در خانه مرا زده است. ازدواج با کسی که دیوانه و دلباخته من است, ساکن آمریکاست, شغل و جایگاه ممتازی هم در جامعه امریکا دارد از شخصیت متعادل و خوبی هم برخوردار است و این فقط در رویاهای من بود. به هر حال ایشان آمد به مالزی ۳ هفته هم اینجا ماند اما در پایان چنان سرد و بی انگیزه مرا ترک کرد و رفت که دیگر حتی یک بار هم از من سراغی نگرفت و من یک روز به او زنگ زدم و فقط نیم ساعت جیغ میزدم و گریه میکردم و به او فحش میدادم. واقعا چه اتفاقی بین آنها افتاده است؟!!! چرا مردی که اینچنین مشتاق است بعد از ۳ هفته در اوج بی تفاوتی او را ترک می کند؟
برای اینکه شما پاسختان را دریافت کنید باید گام بگام مراحل زیر را بپیمایید:
۱ تغییر چارچوب های ذهنی تان:
نه تنها شما بلکه هر خانمی قبل از اینکه بخواهد هرگونه اقدامی را برای حفظ و نگهداری یک مرد انجام دهد ابتدا باید “چارچوب ذهنی” خود را در باره ارتباط با مردان تغییر دهد. در واقع شما لازم نیست بعنوان یک خانم کاری انجام دهید بلکه اگر فقط چارچوب ذهنی خود را در باره ارتباط با مردان تغییر دهید بسیاری از چیزها خودبخود تغییر خواهد کرد.
دختر خوبم!
شما هم مثل اکثر زنان دنیا گرفتار یکسری اشتباهات و دروغهای بزرگی شده اید. ابتدا خوب است با دروغهای بزرگ, هیجان انگیز و فریبنده ای که سالهای سال به شما خانم ها در باره زنان گفته اند و چارچوب های ذهنی آنها را تغییر داده اند خوب گوش کنید تا کم کم چارچوب های ذهنی شما در باره ارتباط با مردان تغییر کند. دروغهایی که مثل یک موج بزرگ آمد و بسیاری از زنان را با خود به قعر دریاهای تاریک و بی ساحل و شکست در رابطه کشاند. در واقع این دروغها از زنان موجودات ضعیف و بی ارزشی در برابر مردان ساخت اما ظاهری بسیار بسیار بسیار فریبنده داشت و هر زنی عاشق این دروغ ها و شعارها شد.
تونی گرنت Toni Grant)) در کتاب “زن بودن” به این دروغها, “دروغهای بزرگ آزادسازی زنان” لقب داده است. این دروغها را ببینید:
دروغ بزرگ و فریبنده شماره یک به خانم ها:
۱ “انجام دادن و شدن” خیلی بهتر از بودن است:
این اولین و بزرگترین دروغی بود که به خانمها گفتند و زنها را انداختند در تلاش و تکاپویی سخت و طاقت فرسا برای رسیدن به مردها تا به هر آنچه مردان میتوانند دست یابند آنها نیز دست یابند. به تعبیری دیگر, حرکت و تکاپو بهتر از منفعل بودن و ابراز وجود بهتر از پذیرش است. به زبانی ساده آنها فکر میکنند به زبان آوردن آنچه در دل است بهتر از گوش کردن و ساکت ماندن است. هر چند پذیرش, در جهان بیرون و بازار کار ابزار قدرتمندی نیست اما در عرصه عشق, همیشه تقدیر می شود. گوش سپردن, حاضر بودن برای شنیدن حرفهای مرد و با قلبی دریایی و باز, دیگری را پذیرا بودن همواره از مهمترین نقش های زن بوده و هست. امروزه زنان از انجام این نقش, احساس ناراحتی می کنند و شتابزده به ابراز وجود, پرخاشگری و نمایش قدرت می پردازند.
با این طرز فکر که شدن بهتر از بودن است, خانم ها فکر کردند برای اینکه جذابتر, با ارزش تر, شایسته تر و لایق تر باشند باید ابراز وجود کنند و این چیزی که الان هستند کافی نیست (بودن) و حتما حتما حتما باید یک کاری بکنند, یک حرفی بزنند و یا حرکتی انجام دهند ( انجام دادن). یک کاری بکنند تا نشان دهند که آنها هم موجودات با ارزش, مهم, مفید, لایق و شایسته ای هستند. مثلا در برابر همسرشان شنونده صرف نباشند, یک حرفی بزنند, ابراز وجود کنند, درس بخوانند, کار کنند, پیشرفت کنند, مدیر و رئیس جمهور و دکتر و مهندس و استاد دانشگاه شوند, لیسانس و فوق لیسانس و دکترا بگیرند تا در نظر مردان جذاب و دوست داشتنی و با ارزش جلوه کنند. این یک انحراف بزرگ و یک دروغ فریبنده بود. من از همین جا به تمام زنان دنیا اعلام میکنم که شما برای اینکه لایق و زیبا و جذاب و دوست داشتنی باشید نیاز به هیچیک از اینها ندارید. شما همینکه خانم هستید کافی است. در واقع برای جذابیت و با ارزش بودن شما, زن بودنتان کافی است. یک زن آنقدر زیبایی و جذابیت و کشش دارد که نیاز به هیچ چیز دیگری مثل شغل و درآمد و تحصیلات ندارد. البته این به این معنا نیست که زن نباید درس بخواند, کار کند و یا پیشرفت کند. اصلا و ابدا (Not in a million years) بلکه من منظورم اینست که زن بخودی خود همین که زن است (بودن) آنقدر جذابیت دارد که اگر بی سواد و بیکار هم باشد در نظر مرد زیبا و لایق و جذاب است. مرد, عاشق “جنس لطیف” است چون مرد خودش, جنس زمخت و درشت است در بدر بدنبال گمشده خود است. در بدر بدنبال جنس لطیف است. زن جنس لطیف است. زن همه وجودش عشق و مهربانی است. زن یعنی خود عشق, زن یعنی لطافت, محبت, زن یعنی مهربانی, ظرافت, ظرافت, طراوت, تازگی, سرزندگی, گرمی, صمیمیت, آرامش. اشک, خلاقیت, زیبایی و صدها خصلت زنانه دیگر. میدانید چه میخواهم بگویم؟ می خواهم بگویم زن نیازی برای تلاش برای به دست آورن مرد ندارد. خانمی می گفت من نمیدانم با این مردان چکار کنم؟ سکس می کنم نمیشه. سکس نمی کنم نمیشه. کادو میخرم نمیشه. نمیخرم نمیشه. هر کار میکنم بازم نمیشه و نمیشه و نمیشه و در نهایت مرد مورد نظر به راحتی همه خاطره ها را می گذارد و می رود. به این خانم میگویم دقیقا اشکال کار در اینجاست که تو داری تلاش می کنی تا او را بدست بیاوری. انگار جای مرد و زن عوض شده است!!!!
او باید تلاش کند تا تو را بدست بیاورد. اصلا تو نیاز نداری که تلاش کنی تا او را بدست بیاوری. او نزده می رقصد. اشاره نکرده شیرجه می زند. بارها و بارها در جلسات مشاوره آقایان به من گفته اند بخدا دکتر من از همسرم نه تحصیلات میخواهم نه شغل و نه درآمد من فقط آرامش میخواهم. ای کاش همسرم سواد نداشت اما در منزل آرامش می آورد, خوش اخلاق بود, محبتش را به من ابراز می کرد. باور کنید فقط در طول ۵ سال زندگی با او یک بار به من گفت دوستت دارم و تمام بدنم داغ شد. گوشهایم قرمز شد و خودش فهمید که این جمله چه تاثیری روی من گذاشت. در واقع اصلا نقش زن در زندگی داشتن تحصیلات و درآمد نیست. اگر نقش زن داشتن تحصیلات و شغل و درآمد بود چرا با وجود پیشرفت فوق العاده خانمها در دنیا, میزان درگیریها و اختلافات زوجین و طلاق بیشتر شده است. در جنوب کالیفرنیا (امریکا) میزان طلاق به %۸۵ رسیده است. در ایران حدود ۳۳%. پس اگر با این رشد و پیشرفت, رابطه زن و مرد قویتر شده باشد و زنها در نظر مردان با ارزشتر و جذاب تر شده اند چرا باید آمار طلاق تا این حد افزایش یافته باشد.
میدانی دختر خوبم!
به عبارت دیگر می خواهم بگویم آنچه مردان را به یک زن جذب میکند, داشتن شغل و تحصیلات و درآمد نیست. بلکه خصلت ها و ویژگیهای زنانه اوست. ویژگی هایی مثل سرزندگی, شادابی, طراوت, عشق و محبت, مهربانی, اخلاق خوب, نرمی, قدرت ایجاد آرامش در زندگی, شنونده خوب بودن و پذیرشِ مرد همانطور که هست, وقار و متانت, سکوت, اشک و گریه, ناز و کرشمه, عشوه های پنهانی و لوندی و شیطنتهای عاشقانه. چنین ویژگیهایی تمام مردان دنیا را به زانو در می آورد و تسلیم می کند. با چنین ویژگیهایی فقط حضور یک زن کافی است.همین و بس. تو فقط باش. اگر زنها بدانند که بدون هیچگونه شغل و تحصیلاتی تا چه اندازه قدرت دارند, آنوقت به آفرینش و خلقت خود می بالند و افتخار میکنند. چند وقت پیش جوکی را خواندم که خیلی جالب, تفاوت دو جنس مرد و زن و میزان جذابیت زنها را در نظر مردان بیان می کرد. فروید به این جوک ها می گوید سوسیو پاتولوژی روزمره. یعنی جامعه در لوای طنز و شوخی و جوک, حقایق و واقعیت ها را بیان می کند. جوک از این قرار بود:
اتحاد را از زنها یاد بگیرید; اگر مردی وارد حمام زنانه شود, همه زنها با هم متحد می شوند تا آن مرد را بکشند. اما اگر یک زن وارد حمام مردانه شود, همه مردها یکدیگر را می کشند. سئوال من اینست که آیا در آن لحظه, مردها به تحصیلات و شغل آن زن توجه می کنند؟!!! اصلا. مثال واقعی آن را دختر خانمی تعریف میکرد که از منزل فرار کرده بود و ساعت یک شب در میدان منیریه تهران از تلفن عمومی, می خواست به من که مشاورش بودم زنگ بزند و طلب کمک کند, او می گفت در اطراف من حداقل ۱۰ – ۱۵ تا موتورسوار, ماشین و اشخاص دیگر در پیاده رو که همگی مرد بودند می چرخیدند تا مرا با خود ببرند. سئوال من اینست که اگر ساعت یک شب یک پسر تنها می خواست به خانواده اش در تلفن عمومی زنگ بزند, آیا ۱۰- ۱۵ تا دختر هم دور او می چرخیدند؟ قطعا نه.
هلن فیشر می گوید (۲۰۰۶) انسانها دارای ۳ غریزه اصلی هستند: غریزه عشق, غریزه سکس و غریزه تشکیل خانواده یا احساس تعلق و وابستگی به یک جنس مخالف
(Love Drive, Sex Drive and Attachment Drive) که هر سه غریزه را فقط و فقط این زن است که می تواند به بهترین شکل به مرد ارائه دهد و پاسخگوی نیازهایش باشد. اما چرا مرد از یک رابطه بلند مدت با زن گریزان شده است و فرار می کند؟ در حالیکه تنها این زن است که هر سه نیاز اساسی مرد را ارضاء می کند. چون زن از نقش خود بعنوان یک زن خارج شده و به یک “مرد بَدَلی” تبدیل شده است. درست مثل مرد دارد تلاش می کند تا ارزش و شایستگی اش را به مرد اثبات کند درحالیکه اصلا نیازی به اثبات لیاقت ندارد. این مرد است که نیاز دارد تا ارزش و لیاقت خود را اثبات کند نه زن. زن نیازی ندارد که بخواهد لیاقت خود را ثابت کند, چون زن بخودی خود دارای ارزش و لیاقت هست . نیازی به شدن بعد از بودن خود ندارد. همه مردان و زنان دنیا از دیدن انیمیشن سیندرلا که پسر شاه برای یافتن سیندرلا تمام شهر را بهم میریزد لذت میبرند. چون ذات مرد اینست که تلاش کند و با اثبات لیاقت خود زن را بدست بیاورد و ذات زن اینست که با دیدن شایستگیهای چنین مردی در آغوش او جای بگیرد و به او بعنوان همسر پاسخ مثبت بدهد.
۲- دومین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
زن و مرد اساسا همانند هم هستند:
هلن فیشر (Helen Fisher) می گوید: من نمیدانم چرا اینقدر اصرار دارند بگویند زن و مرد یکی هستند. آنهایی که فکر می کنند زن و مرد مثل هم هستند حتما تا به حال دختر یا پسر بچه نداشته اند. بقول Ted Hughes: “شباهت زنان و مردان در حد داشتن دو دست و دو پا و یک سر هست که بتوانند بسمت هم حرکت نموده و نیازهای یکدیگر را برطرف کنند”
هر روزی که می گذرد تفاوتهای بیشتر و بیشتری بین مغز زن و مرد کشف می شود. زنان و مردان نه تنها از نظر بیوزیست شناختی بلکه از لحاظ روانشناختی هم با یکدیگر فرق های فاحشی دارند. زنان توانایی کلامی فوق العاده ای دارند. تمام تستهای هوش در دنیا این را نشان میدهد که هوش کلامی خانمها بطور معناداری بالاتر از مردان است. آنها سرعت زیادی در یافتن کلمات موردنظرشان دارند (Helen Fisher 2006). زنان پر رمز و رازتر, بی ثبات تر, غیراستدلالی تر و به عشق وابسته ترند. در یک نگاه ساده: دختران بیشتر به عشق اهمیت میدهند تا به قانون و این جوهر زن بودن است. (Toni Grant, 1988)
3- سومین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
موفقیت بر جذابیت یک زن می افزاید:
مطمئنا, مردان به زنانی که موفق هستند و تحصیلات عالیه دارند به دیده احترام می نگرند همانطور که زنان نیز به مردان موفق احترام می گذارند. اما در عشق, زن نه بخاطر موفقیتها و تحصیلاتش بلکه بخاطر خصیصه های زنانه اش که در بالا به گوشه ای از آنها اشاره کردیم مورد علاقه و ستایش مرد قرار می گیرد. در واقع بهتر است اینطور بگویم که تحصیلات رسمی و دانشگاهی ممکن است در بازار کار, سرمایه محسوب شود ولی در موضوع عشق و دلدادگی و ارتباط, حتی میتواند دست و پا گیر هم بشود. آیا تحصیلات و شغل, شعور می آورد؟ شور و عشق می آورد؟ هیچکدام. تحصیلات و شغل خوب, نه شور می آورد و نه شعور.

۴- چهارمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
همانندی جنسی:
یعنی زنان و مردان هر دو قادرند به یک اندازه و بطور یکسان از آمیزش جنسی لذت ببرند.
از هر ده باری که مرد تقاضای جنسی از همسرش دارد, زن ۷ بار از این ۱۰ بار تقاضا هیچگونه آمادگی برای سکس ندارد. سردرد, عادت ماهانه, بی حوصلگی, خستگی, کمردرد و از همه مهمتر, عشق و احساس خوب و یا کلا از نظر روحی اصلا آمادگی برای برقراری رابطه جنسی ندارد. حقیقت اینست که اکثر زنان نمی توانند همخوابگی صرف را به سادگی آنچه مردان می توانند, از عشق جدا کنند. ارتباط جنسی سطحی و بدون عشق, اکثر زنان را با احساس غمزدگی, نارضایتی و ناراحتی رها می کند. آنها می گویند: بوسه بدون عشق مده. من در این باره در شماره های قبلی مجله کیوسک تحت عنوان “راهکارهای عملی برای رایج ترین مشکل جنسی زوجین” مفصل صحبت کرده ام و راهکارهای خوبی برای حل این نابرابری جنسی ارائه داده ام. همه شما میدانید که علیرغم روشهای پیشگیری از بارداری, بعضی چیزها را نمیتوان تغییر داد و این در طبیعت زندگی, برای مرد ۹ دقیقه و برای زن ۹ ماه است. و این ماجرا کلا زندگی زن را وارد شرایط کاملا جدیدی می کند و اثری ژرف و عمیق بر جسم و روح و روان زن میگذارد. این یک واقعیت انکارناپذیر است که زن برای تولید مثل, یک دستگاه جسمانی – روانی کامل در درون خود حمل می کند و این دروغ خانمان برانداز (همانندی جنسی) یعنی جدایی زنان از روح و جسمشان.

۵- پنجمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
می‌توان هم ازدواج و هم بارداری را به تأخیر انداخت:
انکار زمان ازدواج و بارداری پنجمین دروغی بود که به خانمها گفته شد. امتناع زنان از پذیرش اینکه بگونه ای اجتناب ناپذیر پا به سن میگذارند باعث شد آنها ازدواج و بچه دار شدن را به راحتی به تعویق بیندازند و به ادامه تحصیل, شغل, سرگرمی های شخصی و تحکیم اهداف حرفه ای خود بپردازند. ولی چنین زنی ناگهان در سن ۳۵ تا ۴۰ سالگی چشمانش باز می شود و در میابد که زمان بسیار مهمی را برای بچه دار شدن و مادری کردن از دست داده است. به هر حال سیستم تولید مثل زن، محدودیت زمانی دارد و در سنین بالا امکان بارداری و زایمان برای زنان وجود ندارد و اگر هم ممکن باشد همراه با سختی و خطر است.

۶- ششمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
زن بودن یعنی ضعیف بودن:
نتیجه این طرز تفکر غلط این بود که زنان هم باید مثل مردان قوی شوند. مرد جنس قوی است و زن جنس ضعیف. در واقع این دروغ بزرگ, قدرت جنس زن را انکار می کند. در حالیکه رفتارهای زنانه ای مثل: مهربانی, لطافت, ظرافت, اشک, صمیمیت, خلاقیت, ایجاد آرامش, طراوت و تازگی به نحو خارق العاده ای مسحور کننده مردان است و موجب سرسپردگی و حمایت مردان می شود, همین ویژگیها مورد تمسخر گرفت تا زنان نیز به خیال خود همچون مردان قوی شوند و دست از ظرافت و لطافت و زنانگی بردارند و مثل یک مرد قوی باشند. در حلیکه قدرت در دنیای مردان با قدرت در دنیای زنان هزاران بار متفاوت است. مردان فقط با زنان متفاوت اند نه برتر و قوی تر. شاید در بازار کار, مهارتهای مردانه و ابراز وجود و کنار گذاشتن صفات زنانه سودمند باشد ولی در ارتباط شخصی با مردان, زیانبار و حتی برای مردان آزار دهنده نیز هست.
۷- هفتمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
اسطوره خودکفایی و استقلال:
آنها برای اینکه بگویند زنان موجودات مستقل و خودکفایی هستند شروع کردند به این شعار فریبنده که ” یک زن همانقدر به مرد احتیاج دارد که ماهی به دوچرخه” در حالیکه زن بدون مرد ناقص و مرد نیز بدون زن, ناقص است. آنها نمیتوانند بدون هم زندگی کنند. واگر هم به زندگی بدون مرد ادامه دهند ناقص هستند و بالعکس. اینگونه شعارهای “ماهی و دوچرخه” کوشش هایی بود در جهت خودکفایی و استقلال زنان. به این نگرش, نگرش آمازونی می گویند. در تاریخ اساطیر باستان, آمازون ها بطور کلی زندگی زنانه ای را بدون حضور مردان می گذراندند. زنان آمازون سالی یک بار به جزایر همجوار می رفتند و پس از آمیزش با دلخواه ترین و قویترین مردان, تنها به جزیره بازمی گشتند. کودکان دختر را نزد خود نگه میداشتند و پسرها را به جامعه ای که از آن آمده بودند باز می گرداندند. زنان آمازون, مردها را اسب های تُخم کشی می نامیدند و معتقد بودند مردان به درد هیچ کاری نمیخورند. همین هفته گذشته خانمی که دارای اندیشه ها و رفتارهای آمازونی بود می گفت با هر مردی آشنا شدم, دیدم او چیزی اضافه از آنچه من دارم ندارد. این خانم با انواع مردان از ملیت های مختلف آشنا شده بود و همه را یک به یک رد می کرد چون آنها هیچ چیز برتری که او نداشته باشد, نداشتند و به او چیز اضافه ای نمیدادند. و جالب اینکه یکی از مردانی که این خانم به او علاقمند شده بود به راحتی او را کنار گذاشته بود. می دانید به چه دلیل؟ به این دلیل که به این خانم گفته بود: لیاقت تو خیلی بالاتر از من است. تو زن مستقل و قدرتمندی هستی و من چیزی ندارم که به تو بدهم و تو نداشته باشی.

۸- هشتمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
زنان از مردان احساساتی خوششان می آید در حالت تند این اندیشه, زنان از زنانه شدن مردان لذت می‌برند:
در حالیکه زنان، مردی با ویژگی‌های زنانه را دوست ندارند همان‌طور که مردان زنی با ویژگی های مردانه را دوست ندارند. «زن واقعی» و «مرد واقعی» تحسین می‌شود.
۹- نهمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
زنان نه تنها می‌توانند بلکه باید از پس آنچه که مردان انجام می‌دهند برآیند:
این شعار, زنان جامعه جهانی را وادار ساخته تا به گونه‌ای, وظیفه مضاعفِ اَبر انسانى، که غالباً او را فرسوده و ناتوان و تنها رها می‌کند، تن در دهد.
۱ دهمین دروغ بزرگ و فریبنده به خانمها:
افسانه «توان تحقق نیافته شخص»:
طبق این نظر, «زنان» همگی از استعداد و توان فوق العاده‌ای برخوردارند که باید به تحقق درآید. زنان امروزی به دام این افسانه مشقّت بار افتاده اند که زن یکی از موجودات خارق العاده و استثنایی است, در حالیکه احتمال می رود که او همچون بسیاری دیگر صرفا موجودی عادی می باشد. بر مبنای این اعتقاد, زن خود را به مراتب مهمتر از آن چیزی می پندارد که حقیقتا هست یعنی یک نوع خود بزرگ بینی. لذا مقدار عظیمی از انرژی جسمی و روانی خود را در “جهان کار” صرف می کند; با وجود این غالبا بدلیل فقدان رشد شغلی و ناراضی بودن از زندگی, مایوس است. زنان مانند اکثر مردان فقط دنده دیگری در چرخه نیروی کار هستند با این احتمال نسبتا کم, که روزی رئیس شرکت, سازمان و یا کارخانه ای شود.
دختر خوبم!
من تاکنون به این بحث پرداختم که چه افکاری اشتباه است و شما بعنوان یک خانم باید این افکار غلط را اصلاح کنید و به “چارچوب های ذهنی درست” دست یابید. اما اینکه چه چیزی باعث جذب یک مرد می شود و او را در رابطه حفظ میکند باید بگویم “تعادل در ابعاد مختلف زن بودن”.

۲- آشنایی با ابعاد مختلف یک زن و ایجاد تعادل در آنها:

طبق تحقیقات تونی وُلف (Toni Wolff) پژوهشگر زوریخی که زیر نظر کارل گوستاو یونگ تحقیقاتش را انجام میداد ۴ بُعد شخصیتی در یک زن وجود دارد که وقتی شما این ۴ بُعد شخصیتی را بصورت متعادل در شخصیت خود رشد دهید, می توانید اکثر مردان را بطور اتوماتیک به خود جذب کنید. این ۴ بُعد را تونی گرنت (Toni Grant, 1988) در کتاب “زن بودن, تحقق زنانگی و یافتن عشق” Being a Woman: Fulfilling Your Feminity and Finding Love)) بدین شکل نامگذاری کرده است:
۱ زن معشوقه, زن لوند, پرنسس و یا گیشا (Geisha) و یا Courtesan
2 زن معنوی (Spiritual Woman) و یا مادونا (Madonna):
3 زن مادر (Mother Woman)
4 زن آمازون یا جنگجو (Amazon)

1 زن معشوقه, پرنسس, زن لوند و یا گیشا (Geisha) و یا Courtesan :
گیشا, زن لوند, رفیقه و یا معشوقه, زنی که در روابط شخصی خود با مرد, در سطوح مختلف عقلانى، عاطفى، جنسی بیش از هر چیز دارای نقشی تعیین کننده و فعال است. معشوقه با مردش به نوعی همخوانی میکند ولی دست به سینه او نیست. او به خاطر نفش فعالی که در ابعاد عقلانی, عاطفی و جنسی ایفا می کند هرگز خود را به دیده حقارت نمی نگرد. معشوقه در واقع جنبه ای از زن است که مردان همواره آن را ستایش و تحسین کرده اند. چنین زنی در زندگی یک مرد جایگاه بسیار بسیار قدرتمندی را تصاحب می کند. او با مردش پینگ پنگ, تنیس, شطرنج, پلی استیشن, پاسور و تخته نرد بازی میکند نه برای اینکه برنده شود بلکه صرفا برای اینکه لذت ببرد. هیچگاه در رابطه جنسی پیشقدم نمی شود اما با گشاده رویی و رغبت فراوان از او استقبال میکند و این پذیرش جنسی بعد از تعهد گرفتن از اوست. زمانی که مرد تعهد میدهد تا با او در یک رابطه طولانی یا برای همیشه بماند. زن معشوقه به ظاهر خود خیلی اهمیت می دهد. توجه او به زیبایی بسیار زیاد است. او شاد و سرزنده و با طراوت است. وقتی با مردش روبرو می شود به او و رابطه اش شادابی و نشاط, تازگی و هیجان می بخشد. در مرحله قبل از تعهد, شاد, زیبا, مشتاق و گرم (معشوقه) ولی دست نیافتنی است (مادونا)

۲- زن معنوی (Spiritual Woman) و یا مادونا (Madonna):
مادونا بازتابنده و تجسم محسنات کامل زنانه از لحاظ بردباری, وقار و متانت و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست. او ترجیحا مرد را در زندگی به سوی عظمت می کشاند و بدون هیچ قید و شرطی از تلاش مرد خود در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می کند.
متاسفانه زن امروزی دستخوش بحران مادونا (Madonna) شده است و بر پاکدامنی پیش از ازدواج خط بطلان کشیده است. هر چند گویی دوشیزگی و باکره بودن قدیمی شده است ولی خوشبختانه هنوز توقع وفاداری و صداقت در ازدواج پابرجاست. در گذشته چنین متداول بود که زنان طالب پایداری, آشتی و آرامش و تداوم زندگی بودند ولی زن امروزی از احساسات واقعی خویش جدا شده و به فلسفه اینجا و اکنون اعتقاد پیدا کرده است. دوست دارم خوانندگان ترانه در کنار مردت باش (Stand by your man) را یک بار گوش بدهند زنان ما مفهوم این ترانه را گم کرده اند. طی سالهای اخیر, تعداد زیادی از زنان شوهرانشان را ترک کرده اند. این زنان با دیدن اولین ضعف در مردشان او را ترک می کنند در حالیکه باید بمانند, تلاش کنند و رابطه را بسازند. شایان ذکر است که هوسرانی جنسی و فقدان شعور اخلاقی تنها علائم نابودی جنبه مادونا در زن نیست, بلکه تندخویی, ناشکیبایی و زودرنجی نیز از علائم عدم ارتباط با مادونا است.
زنان زیادی هر روز در مرکز مشاوره از من می پرسند که آیا اگر با مرد معینی و با روش خاصی رابطه جنسی داشته باشند ایرادی ندارد؟ و زنان زیادی هم هستند که در چنین مواقعی قدرت نه گفتن به مرد را ندارند. خانمی میگفت: آقای دکتر! من و دوست پسرم ۳ روز رفتیم به جزیره لنکاوی خوب دکتر مگر میشود که در این سه روز ما در یک هتل باشیم اما رابطه جنسی نداشته باشیم؟ در واقع این زنان قدرت نه گفتن ندارند. آنها ارتباطشان را با درون خویش از آنچه باید باشد و صحیح است را از دست داده اند. در واقع در آن لحظه یک ندای درونی از درون به آنها فریاد میزند که: نه. اما به این فریاد پاسخ مثبت نمیدهند و خیلی زود متوجه می شوند که این رابطه جنسی بی تعهد آنها را از لحاظ جسمی, عاطفی و روانی تحلیل برده است.
این یک دستور اکید از طرف روانشناسان است که پیش از گرفتن تعهد تن به آمیزش جنسی ندهید و قبل از اینکه مرد دلباختگی و سرسپردگی اش را به شما اثبات نکرده است با او زندگی مشترک تشکیل ندهید و آنچه میخواهد و نیاز دارد به او ندهید. سخت تصاحب شدن در ذهن زنی که دارای معیار و قدرت سنجش است طبیعی جلوه می کند و او خود را موجودی زیبا, بی نظیر و عالی می بیند. مردان, زنان را موجوداتی, ناشناخته, دلفریب, گریان و مرموز و پنهان شده (یعنی وسایل, اسرار و زیبایی های زنانه خود را براحتی عریان نمی کنند) می انگارند. این صفات تنها بخش کوچکی از هیجان انگیز بودن و گیرایی و جذابیت زنانه است.

۳- زن مادر (Mother Woman)
زن مادر یک زن حامی و سرپرست است. زنی است که با وابستگی‌اش به دیگران کامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد. از مردتان بپرسید, خسته ای عزیزم؟ گرسنه ای؟ او سالها با مادرش, بزرگ شده و از این جملات و عبارات شنیده است و اکنون که با شماست همچنان نیاز به سرپرستی و مادر دارد.
۴- زن آمازون یا جنگجو (Amazon)
زن آمازون دارای تمرکز حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌کند، هدف‌دار و متکی به نفس و خود کفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است و نه بیشتر. یک زن قدرتمند و مستقل.
ترکیب این خصوصیات و ابعاد زنانه بسیار جالب است و از زنان شخصیتهای متنوعی ساخته است:
مثل زن آمازون – معشوقه. زن آمازون – مادر. زن آمازون – مادونا. زن مادر – مادونا. زن مادونا – معشوقه. زن مادر – معشوقه.
بعنوان مثال:
زن آمازون- معشوقه, زنی است که ضمن داشتن یک شغل و حرفه مستقل, از جنبه های عشوه گری, طنازی, سرخوشانه یا جنسی بهره می گیرد. هلن گرلی براون (Helen Gurley Brown) نمونه ای عالی از زن آمازون – معشوقه است. بُعد آمازونی این زن باعث شد که نویسنده دو کتاب پرفروش و ناشر یکی از پرطرفدارترین مجلات زنان در جهان شود. اما همین زن, نوشته های جنسی اش شهرت دارد که حاکی از یک شخصیت پرتکاپو و بسیار شهوت انگیز است اما جنبه مادونا و مادر در او در حاشیه قرار گرفته است. خانم براون نه فرزندی دارد و نه چندان به دفاع از پاکدامنی اخلاقی معروف است.
زازاگابور (Zsa Zsa Gabor) مثال دیگری از زن آمازون – معشوقه است. جاه طلبی های آمازونی زازاگابور برای او موفقیت های بزرگی بعنوان هنرپیشه به ارمغان آورد اما جنبه معشوقگی خانم گابور در روابط سرخوشانه و شیطنت آمیز با مردان قدرتمند کاملا آشکار است. او اسب سواری می کند و می تواند خیلی خوب گُلف بازی کند ولی نه با جدیت یک ورزشکار, وقتی شخصی از او پرسید چرا این مهارتها را کسب کرده ای؟ گفت:
مرا بگونه ای بار آورده اند که با مرد رفیق باشم. سبک و سیاق معشوقه او چنین است:
من مبادرت به انجام بازیهایی می کنم که مرد من دوست دارد, آن هم نه به منظور برنده شدن بلکه صرفا برای اینکه با او همراه باشم.

ما بزودی در مرکز مشاوره معین دوره هایی را تحت عنوان “زن بودن” برای زنان در مالزی خواهیم گذاشت و مفصل به آموزش این ابعاد خواهیم پرداخت. به نظر من برای هر زنی این دوره ها مثل اکسیژن و آب و غذا لازم و ضروری است.
موفق باشید
ارادتمند شما
محسن محمدی نیا (دکتر معین)
مسئول مرکز مشاوره و روانشناسی معین – مالزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>