«

»

جولای 30

نقش انتظارات در بهبود روابط زوجین

نقش انتظارات در بهبود روابط زوجین

نقش انتظارات در بهبود روابط زوجین

سلام جناب آقای دکتر!
من آقایی هستم ۳۴ ساله و یک متخصص در شهر kl که از موقعیت اجتماعی خوبی در این شهر برخوردارم. به جهت تخصص و موقعیت اجتماعی که دارم و ویژگیهای ظاهری ام, موقعیت های زیادی برای ازدواج برایم رخ داده است اما هیچیک تاکنون به دلم ننشسته تا اینکه اکنون با دختری آشنا شده ام که دل مرا برده و به نظرم عاشق شده ام و از صمیم قلب دوست دارم با او ازدواج کنم.
قبل از ایشان من با یک دختر اروپایی دوست بودم که طی یک سال زندگی مشترک کوچکترین مشکلی با هم نداشتیم اما من تمایل زیادی به ازدواج با او نداشتم و به دلیل عدم جذابیت جنسی و فیزیکی او و مهاجرت ایشان به کشورشان ما از هم جدا شدیم.
ولی در حال حاضر من بعد از یک خواستگاری از این دختر خانم و مشاوره ازدواج در ایران با هم نامزد کردیم. در طی ۶ ماهی که با هم زندگی مشترک را شروع کرده ایم دچار شک و تردید شده ام و می خواهم بدانم آیا این ازدواج سرانجام خوبی خواهد داشت یا نه؟ راستش کمی ترسیده ام. در حالیکه ما در ایران به یک مشاوره ازدواج رفتیم و روانشناس, ما دو نفر را جفت های موفقی برآورد کرد که با هم تناسب زیادی داریم. تا ماه اول هم, همه چیز خوب بود اما از ماه دوم به بعد روز به روز اختلافات ما بیشتر شد, بطوریکه دو هفته قبل چنان دعوایی با هم داشتیم که تمام همسایه ها پشت درب منزلمان جمع شدند و یک جورایی آبروریزی شد. نامزد من که یک خانم ۲۶ ساله است می گوید انتظارات تو از من زیاد است و من نمی توانم انتظارات و خواسته های تو را برآورده کنم.
بعنوان مثال او دوست دارد هفته ای دو بار با دوستان مجرد خودش بیرون برود و من سخت مخالفم.
وقتی او آرایش کرده بود و لباس نه چندان جالبی پوشیده بود و میخواست با دوستانش بیرون برود من به او اعتراض کردم و گفتم:
من برنامه ریزی کرده بودم که امشب با هم بیرون برویم و تمام دوستان تو هم که مجرد (Single) هستند و تو متاهلی چرا باید اینهمه با آنها بیرون بروی؟ وقتی تو با آنها بیرون میروی, پسرها به شما نظر دارند و ایشان این اعتراض مرا حمل بر بی اعتمادی من نسبت به خودش کرد و گفت:
تو به صداقت و تعهد من شک داری. بر سر این موضوع چنان درگیری و بحثی بین ما درگرفت که او فریادهای بدی می کشید, تمام وسایل شخصی مرا شکست و من از آن روز به بعد به شدت نسبت به او سرد شده ام. آیا انتظارات من از او بالاست؟ آیا این ازدواج منجر به طلاق خواهد شد؟….من خیلی نگرانم و پشیمان شده ام. شاید من دارم اشتباه می کنم. نمیدانم. لطفا ما را راهنمایی کنید؟
سلام پسر خوبم!
خوشبخت ترین زوجین دنیا هم با هم دچار مشکلات جدی می شوند. شما با هر کسی در این دنیا ازدواج کنید بزودی تضادها و اختلافات خودش را نشان خواهد داد اما خیلی خوب است که نسبت به ازدواجتان حساس شده اید تا ازدواج محکمتری را پایه گذاری کنید.

تقش انتظارات در ازدواج:
انتظارات نقش اساسی در رضایت یا نارضایتی شما از ازدواجتان دارد. هر چقدر این انتظارات, سخت تر, سنگین تر, بالاتر و انعطاف ناپذیر تر باشند زندگی با شما سخت تر و مشکل تر خواهد بود و هر چقدر میزان انتظارات شما پایین تر, نَرمتر و قابل انعطاف تر باشند زندگی با شما راحت تر و گواراتر خواهد بود. بعنوان مثال میله ای را تصور کنید که دونده ای می خواهد از روی این میله بپرد. بعضی ها این میله را خیلی بالا نصب میکنند بطوریکه پریدن از روی این میله بسیار سخت است. بعضی ها هم میله را در پایین ترین حد ممکن پایین می آورند که پریدن از روی آن بسیار آسان است. به نظر من شما هر دو باید قبل از ازدواج رسمی خود, حتما و ۱۰۰% انتظارات خود را کاملا واضح و روشن برای یکدیگر توصیف کنید که از یکدیگر دقیقا چه چیزهایی را می خواهید و چه انتظاراتی دارید؟
تحقیقات Don Baucom در دانشگاه کارولینای شمالی و Norm Epstein در دانشگاه مریلند (۱۹۹۰) سه حوزه اصلی را که زوجین از یکدیگر انتظار دارند و برای آنها یک باید و الزام هست تشخیص داده اند:
۱- Boundaries یا حد و مرزهای فرد:
خط قرمزهای شما کجاست؟ چه چیزهایی برای شما یک استاندارد یا iso9002 است. شما تا کجا میتوانید تحمل کنید و تا کجا دیگر نمی توانید تحمل کنید و صدایتان در می آید؟ چه کسانی این طرف خط قرمز شما هستند و چه کسانی آنسوی خط قرمز شما قرار دارند؟ همسر شما تا چه حد و تا کجا استقلال دارد و میتواند رفتارهای مورد علاقه اش را انجام دهد؟
رفتارهای او را در ذهن خود به دو دسته تقسیم کنید:
الف: رفتارهای شخصی
ب: رفتارهای غیر شخصی.
رفتارهای شخصی رفتارهایی هستند که به دیگران آسیبی نمی زنند. مثلا اینکه همسر شما دوست دارد فیلم به زبان انگلیسی یا فارسی ببیند و شما دوست دارید با مبایل خود موسیقی گوش کنید یا کتاب بخوانید. تا زمانی که این رفتارها هیچ آسیبی به دیگران نمی زند هیچکس حق ندارد برای شما مزاحمتی ایجاد کند. او از سیگار و قلیان خوشش نمی آید و شما دوست دارید. او از فلان غذا خوشش نمی آید شما دوست دارید. او از سینما رفتن خوشش نمی آید شما دوست دارید. شما دوست دارید مسافرت و کنار دریا و قایق سواری کنید یا به شهر بازی بروید اما او دوست دارد بنشیند منزل و فیلم تماشا کند. لیستی را تهیه کنید که امور همسرتان را به دو دسته تقسیم کند:
الف: امور شخصی و
ب: امور غیر شخصی
و تا آنجا که می توانید حد و مرزهای یکیدیگر را حفظ کنید و به خودتان اجازه ندهید که در امور شخصی او مداخله و او را مجبور کنید که کاری را که شما دوست دارید او هم انجام دهد
۲- Investment یا میزان سرمایه گذاری در روابط:
انتظار دارید که همسرتان چه میزان وقت و انرژی و زحمت و تلاش را در رابطه اش با شما سرمایه گذاری کند؟
آقایی شکایت میکند که همسر من دائما با تلفن و اسکایپ در حال مکالمه با خواهران و برادران و والدین خودش است و من در درجه دوم اولویت در زندگی همسرم قرار دارم. خانمی هم میگفت همسرم تمام زندگیش لب تاب و همکلاسی ها و موبایل و تبلتش است دلم میخواهد کتابهایش را آتش بزنم و آن لب تاپ و مبایل و تبلت را روی سرش خرد کنم چون انگار ما اصلا در زندگی او وجود نداریم.
البته گاهی اوقات هم همسر شما وقت و انرژی زیادی در رابطه اش با شما می گذارد اما شما توجهی نمی کنید چون از نظر شما این کارها هیچکدام ارزش بالایی ندارند و شما کارهای دیگری را سرمایه گذاری در رابطه می دانید. مثلا آقایی که خانواده اش را به یک هتل یا مسافرت خوب می برد اما همسرش معتقد است که اینها ولخرجی است و یا خانمی زمان زیادی را برای آرایش و زیبایی اش فقط بخاطر همسرش هزینه می کند اما مرد اینها را نمی بیند یا حتی هزینه های اضافی میداند. آنچه مهم است در تمام این موارد اینست که هیچکدام از این رفتارها برای طرفین روشن و شفاف نشده است که جلوتر در باره آن بحث می کنیم.
۳- Control and Power یا قدرت و کنترل:
چه کسی در زندگی تصمیم می گیرد؟ تصمیمات اساسی با کیست؟ آیا قدرت تصمیم گیری بین زوجین تقسیم شده است یا یک نفر مانند زندگی پدرسالار و مادر سالار, حرف اول را می زند و دیگری نباید مخالفت کند؟
معمولا قدرت در دست کسی است که مخالفت می کند و هیچ اهمیتی به دیگری نمی دهد. به این حالت در روانشناسی می گویند: اصل حداقل تمایل (Principle of Least Interesting) چه کسی سفر را کنسل می کند؟ چه کسی می گوید: نه.
نه به روابط جنسی, نه به هزینه کردن و خرید کردن, نه به رفت و آمدن داشتن با دوستان یا خانواده, نه به تفریح و Fun و….
روانشناسان متوجه شدند که دو نفر میتوانند استانداردها و انتظارات کاملا متفاوتی داشته باشند اما همچنان بتوانند به انتظارات هم پاسخ دهند و نیازها و انتظارات یکدیگر را برآورده کنند.
دوست خوب من!
انتظارات شما از منابعی سرچشمه می گیرد:
اولین منبع خانواده و نوع برخورد والدین شما با یکدیگر و نوع تربیت آنها و انتظاراتی که از شما داشته اند. دوم از فرهنگ وجامعه و مذهبی که در آن رشد کرده اید و سوم از رابطه قبلی شما.
همانطور که خودتان گفتید شما در رابطه قبلی خود تقریبا هیچگونه مشکلی نداشتید. لذا انتظار شما از نامزد تان بالا رفته است. خواهش من از شما اینست که دست از این مقایسه بردارید و او را بعنوان یک شخصیت منحصر بفرد ببینید. هر فردی برای خودش ویژگی های خوب و مثبت و در کنار آن ویژگی های منفی و ضعف هایی نیز دارد. همانطور که فرد قبلی از نظر جنسی برای شما کششی نداشت.
شما و همسرتان هر دو باید ۴ کار مهم را در مورد انتظاراتی که از یکدیگر دارید انجام دهید تا بتوانید یک رابطه عالی را در زندگی مشترک خود خلق کنید:
۱- “آگاه بودن” از انتظارات خود نسبت به همسرتان: “Being Aware” of what you expect
2- “منطقی و عاقلانه” بودن انتظاراتی که از همسرتان دارید: “Being Reasonable” in what you expect
3- “شفاف کردن” تمام انتظاراتی که از همسرتان دارید: “Being Clear” about what you expect
4- برانگیخته کردن و یا ترغیب و تشویق خود برای برآوردن انتظارات همسرتان:
Being Motivated to meet the other expectations, Even when you do not have same expectations

آیا شما نسبت به انتظارات همسرتان کاملا آگاه هستید؟

برآورده نکردن انتظارات همسرتان و بالعکس می تواند هر دو شما را در داشتن یک رابطه خوب و عالی نا امید و ناکام کند. هشیار باشید.
طبق تحقیقات جان گاتمن در طی ۱۰ سال بر روی خواسته ها و انتظارات زوجین و عوامل خوشبختی آنها در یک سمینار نتایج تحقیق منتشر شد و به زوجین سراسر دنیا اعلان شد که زوجین به دو دسته تقسیم می شوند:
۱- زوجین خوشبخت:
زوجینی که به خواسته ها و انتظارات یکدیگر اهمیت می دهند و تلاش می کنند تا انتظارات آنها را برآورده کنند این زوجین, خوشبخت تر از دیگران هستند این زوجین اگر نتوانند به انتظارات همسرشان پاسخ دهند حداقل به آنها احترام زیادی می گذارند و بی تفاوت از کنار خواسته های همسرشان نمی گذرند. این زوجین اولویت اول را در زندگی به همسرشان میدهند
۲- زوجین غیر خوشبخت:
۳- زوجینی که به خواسته ها, استانداردها, انتظارات و حساسیت های همسرشان بی تفاوت هستند و اهمیتی به آنها نمی دهند. اینها همسرشان را در اولویت های بعدی قرار میدهند.
بد نیست یک نظر اجمالی به ۴ مورد بالا که شما و همسرتان باید انجام دهید بیندازیم:
۱- “آگاه بودن” از انتظارات خود نسبت به همسرتان: “Being Aware” of what you expect
آیا شما کاملا از انتظارات خود از همسرتان آگاه هستید؟ آیا واقعا میدانید که از او چه می خواهید؟ گاهی اوقات بعضی انتظارات ناخودآگاه هستند و خود فرد هم بعضا واقعا نمی داند از همسرش چه میخواهد. مثلا ممکن است علت عصبانیت شما از بیرون رفتن همسرتان بحث تعهد باشد. شاید شما نگران هستید که او با دیدن پسرهای دیگر تعهدش را نسبت به شما زیر پا بگذارد. گاه بحث, بحث قدرت و کنترل است. شاید شما نگران هستید که کنترل زندگی از دستتان خارج شود. ما نمیدانیم. شما خودتان باید در این هفته یکی دو ساعت وقت بگذارید و بنویسید و بنویسید و بنویسید که واقعا از همسرتان چه میخواهید. اما در هر صورت همسر شما خودش را در معرض ریسک هایی قرار می دهد که ممکن است تعهد او را دچار احتلال کند. همانطور که اگر شما بارها و بارها با دوستان مجرد خود بیرون بروید ممکن است برای شما هم شرایطی پیش آید که دچار لغزش شوید.
۲- “منطقی و عاقلانه” بودن انتظاراتی که از همسرتان دارید: “Being Reasonable” in what you expect
آگاه بودن شما از انتظاراتتان به این معنی نیست که این انتظارات, عاقلانه و منطقی باشند. بعنوان مثال ببینید چه بسیار زوجینی که انتظار دارند همسرشان در هیچ موردی با آنها مخالفت نکند. هر چه آنها گفتند از درخواست جنسی تا تفریح و…. همسرشان پاسخ مثبت دهد و این اصلا یک انتظار منطقی و درستی نیست. جالب است که ما در جامعه همین انتظار را از دیگران داریم که مردم به خواسته های ما پاسخ مثبت بدهند.
۳- “شفاف کردن” تمام انتظاراتی که از همسرتان دارید: “Being Clear” about what you expect
یک انتظار خاص, ممکن است بسیار منطقی و عاقلانه باشد اما شما نتوانید و اصلا به فکرتان خطور نکند که باید آن را بصورت واضح و روشن برای همسرتان توضیح دهید. در این موارد ما دچار یک تفکر غیر منطقی می شویم که من آن را “شعور ذاتی” نامگذاری کرده ام. سالها در طی مشاوره ها دریافتم که بسیاری از زوجین بسیاری از انتظارات خود را بصورت روشن و واضح برای همسرشان توضیح نمی دهند چون معتقدند این خواسته, آنقدر روشن و واضح است که فرد خودش باید شعور داشته باشد و بفهمد که من چه میخواهم و تازه معتقدند که اگر من این خواسته یا انتظار را مطرح کنم دیگر از ارزش و اعتبار آن کاسته ام. در واقع اینها معتقدند اگر خواسته ام را بگویم دیگر ارزشی ندارد. زمانی این خواسته ارزشمند است که خودش تشخیص دهد و خواسته مرا برآورده کند. در حالیکه این یک تفکر غیر منطقی است. همسر شما نه عقل کل است و نه خدا و پیامبر است که علم ذاتی داشته باشد. این شما هستید که باید با صراحت و اعتماد به نفس کامل اما با نرمی, تواضع و فروتنی خواسته خود را مطرح کنید.
۴- برانگیخته کردن و یا ترغیب و تشویق خود برای برآوردن انتظارات همسرتان:
Being Motivated to meet the other expectations, Even when you do not have same expectations
قطعا همه ما فهرستی از انتظارات و خواسته های برآورده نشده داریم و هرگز نمی توانیم به تمام خواسته هایمان در یک ازدواج دست یابیم. به این آهنگ از Rolling Stonsگوش کنید:
You Can’t Always Get What You Want 
این هم لینک آهنگ:
https://www.youtube.com/watch?v=xpwUz5kJf-w
اما شما باید سهم خود را انجام دهید: Do your Part و با همه وجودتان تلاش کنید تا به خواسته ها, انتظارات و نیازهای همسرتان پاسخ دهید و آنها را برآورده کنید. وقتی شما می توانید به بسیاری از این نیازها پاسخ دهید چرا که نه؟
شما سعی کنی خواسته ها و نیازهایش را خوب بشناسید, آنها را کشف کنید و از نیازهایش سردرآورید که او چه چیزهایی را دوست دارد, چه انتظاراتی دارد و از شما چه میخواهد. کار سختی نیست. از همین الان دست بکار شوید. دفترچه ای به خواسته ها و انتظاراتش اختصاص دهید و شروع کنید بنویسید. بعد از یکی دو ماه می بینید که به یک روانشناس کامل تبدیل شده اید. چیزهایی را از او میدانی و از خواسته ها و انتظاراتی آگاه شده اید که حتی او خودش هم نمی داند.

موفق باشید
ارادتمند شما
محسن محمدی نیا (معین)
مسئول مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی معین. مالزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>