«

»

مارس 28

چرا شکست چرا موفقیت (در روابط با مردان)؟

چرا شکست چرا موفقیت (در روابط با مردان)؟

 سلام آقای دکتر محمدی نیا

من یک خانم ۳۶ ساله و مجرد هستم. همه اطرافیانم می گویند که چهره زیبایی دارم. شغل و تحصیلاتم هم بد نیست. من توانستم دکترای خود را  در زمینه پروتز دندان اخذ کنم و الان خودم مطب دارم. درآمد خوبی هم دارم. اما نمی دانم چرا با هر مردی وارد رابطه می شوم. ارتباطم به ازدواج منجر نمی شود. تاکنون ۴ بار وارد یک رابطه جدی شده ام و تا نزدیک خواستگاری و ازدواج پیش رفته ام اما ناگهان همه چیز بهم ریخته و من مانده ام و یک شکست سنگین دیگر در رابطه عاشقانه.

به بیان دیگر, من تمام روابطم خوب آغاز می شود اما نمی دانم کجای کارم اشتباه وغلط است و یا کدام بخش از رفتارهای من خطاست که هیچ مردی با من ادامه نمی دهد و در نهایت پشیمان می شود. مورد آخر چنان بی رحمانه ترکم کرد که خودم و همه اطرافیان مات و مبهوت مانده اند. آخه چرا؟ کمکم کنید. من دیگر وقت ندارم دوباره و دوباره و دوباره وارد یک رابطه جدید شوم. دارم ۴۰ ساله می شوم. ترس از تنهایی و نداشتن یک مرد خوب در زندگی وجودم را فرا گرفته است. خیلی می ترسم. می ترسم که دیگر هیچوقت نتوانم ازدواج کنم. بشدت اعتماد به نفسم را از دست داده ام. احساس پوچی و بی ارزشی می کنم. چرا با وجود اینهمه امتیازات خوبی که دارم اعم از زیبایی, تحصیلات و خانواده خوب و… اما هیچ مردی مرا نمی پسندد و آنگونه که من عاشقانه دوستش دارم دوستم نمی دارد. آیا اِشکال از من است و یا مردانِ امروزی؟ آیا مردان جامعه ما, دیگر مثل مردان قدیم نیستند که مرد باشند و پای حرفشان بایستند؟ اصلا چرا من  باید اینقدر به ازدواج حساس باشم؟ بارها به خودم می گویم:

خوب چه اشکال دارد که همیشه مجرد بمانم و هیچوقت ازدواج نکنم. اما باز هم گویی ازدواج یک خلآ بزرگ در زندگی من است. من واقعا گیج و سردرگم هستم.  لطفا مرا راهنمایی کنید؟

سلام دختر خوبم!

  • لطفا اولین تضاد خود را حل کنید:

ابتدا باید بدانی, نیازی به این نیست که شما در مورد ازدواج کردن و نکردن اینقدر با خودت درگیر شوی. ازدواج کردن و تشکیل خانواده, یک غریزه است. ما بطور کلی ۳ غریزه اصلی داریم:

  • غریزه جنسی یا Sex Drive
  • غریزه عشق و یا Love Drive
  • غریزه تعلق و وابستگی و یا Attachment Drive

سومین غریزه که با هورمون آکسی توسین راه اندازی می شود یعنی “غریزه تعلق و وابستگی” همان “غریزه تشکیل خانواده” است. ما بعنوان یک انسان چه مرد باشیم, چه زن, نیاز داریم که متعلق به کسی باشیم. همسر و فرزندی داشته باشیم که چشم به راه ما باشند. به عبارت دیگر, ما نیاز داریم که همسری داشته باشیم تا برای همیشه در کنار ما باشد و ما را ترک نکند. با چنین ارتباط پایداری ما احساس امنیت می کنیم و می توانیم با خیال راحت به سایر ابعاد زندگی خود بپردازیم. ازدواج و تشکیل خانواده بهترین روش برای پاسخ دادن به غریزه تعلق و وابستگی است.

بنابراین, این شوق و اشتیاق شما برای ازدواج کردن و یا ترس شما از مجرد ماندن, امری کاملا طبیعی است. شما حق دارید که نگران شوید, بترسید و یا برای ازدواج کردن شوق داشته باشید.

  • خودشناسی, تعادل و تخت طلا: شما دقیقا مانند تخت طلا هستید. لطفا و حتما باید به تعادل برسید:

اولین کاری که باید بکنید خودشناسی است. شما باید دقیقا خودتان و ابعاد مختلف شخصیت یک زن را بشناسید. خودشناسی اولین راه نجات شماست. بعد از شناخت خود باید در شخصیت خود و ابعاد ۴ گانه آن به تعادل برسید و انرژی های روانی ای را که در درونتان جریان دارند (آرکه تایپ ها. Archetypes) را متعادل کنید. (پایین تر “آرکه تایپها” را توضیح خواهم داد)

تا زمانی که این ۴ بعد شخصیتی یا “آرکه تایپها” در شما به تعادل نرسند, مردانی را که با شما وارد رابطه می شوند یک به یک از دست خواهید داد. زیرا شما مانند تخت طلایی هستید که یک یا دو پایه اش شکسته و یا کوتاهتر و بلندتر از بقیه است. در واقع شخصیت شما بصورت کاریکاتوری رشد کرده است یعنی بعضی از ابعاد آن خیلی بزرگ و بعضی دیگر بسیار ریز و کوچک مانده اند.

 این ۴ بعد شخصیتی در زن ها عبارتند از:

  • زن آمازون, آرتمیس و یا جنگجو
  • زن مادر
  • زن روحانی و معنوی
  • زن معشوقه, آفرودیت و یا گِیشا

وقتی که یک زن در یکی از این ابعاد شخصیتی افراط و یا تفریط می کند, براستی جذابیتش را در نزد مرد از دست می دهد. درست مانند تخت طلایی که یک پایه اش شکسته است و هیچ سلطانی راضی به داشتن چنین تختی نیست. بد نیست که خیلی خلاصه با هم به بررسی ۴ بعد شخصیتی زن بپردازیم:

  • زن معشوقه, پرنسس, زن لوند
    گیشا, زن لوند, رفیقه و یا معشوقه, زنی که در روابط شخصی خود با مرد, در سطوح مختلف عقلانى، عاطفى، جنسی بیش از هر چیز دارای نقشی تعیین کننده و فعال است. معشوقه با مردش به نوعی همخوانی میکند ولی دست به سینه او نیست. او به خاطر نفش فعالی که در ابعاد عقلانی, عاطفی و جنسی ایفا می کند هرگز خود را به دیده حقارت نمی نگرد. معشوقه در واقع جنبه ای از زن است که مردان همواره آن را ستایش و تحسین کرده اند. چنین زنی در زندگیِ یک مرد, جایگاه بسیار بسیار قدرتمندی را تصاحب می کند. او با مردش پینگ پنگ, تنیس, شطرنج, پلی استیشن, پاسور و تخته نرد بازی میکند نه برای اینکه برنده شود بلکه صرفا برای اینکه لذت ببرد. هیچگاه در رابطه جنسی پیشقدم نمی شود اما با گشاده رویی و رغبت فراوان از او استقبال میکند و این پذیرش جنسی بعد از تعهد گرفتن از اوست. زمانی که مرد تعهد میدهد تا با او در یک رابطه طولانی یا برای همیشه بماند. زن معشوقه به ظاهر خود خیلی اهمیت می دهد. توجه او به زیبایی بسیار زیاد است. او شاد و سرزنده و با طراوت است. وقتی با مردش روبرو می شود به او و رابطه اش شادابی و نشاط, تازگی و هیجان می بخشد. در مرحله قبل از تعهد, شاد, زیبا, مشتاق و گرم (معشوقه) ولی دست نیافتنی است (مادونا(.

زن معشوقه خودخواه و خودشیفته است لذا در رابطه اش بیش از آنکه بخشنده و دهنده باشد(Giver) گیرنده, طالب و متقاضی (Taker) است. او به دنبال مرد نمی رود و تلاشی برای بدست آوردن او نمی کند. حضورش کافی است. از تزیئنات و وسایل آرایشی به خوبی و متعادل استفاده می کند. خلاقیت و زیبایی دل مشغولی اوست. همیشه لباسهای زیبا می پوشد. از مانیکور کردن, رنگ مو, عطر, آرایش کردن, لباسهای شیک و رنگارنگ و کاملا زنانه, زیورآلات (گردنبند, گل سینه, گل سر, انگشتر, دستبند و…) به بهترین شکل استفاده می کند. تمام این کارها را نه برای اینکه دل مردی را بدست آورد و نه برای اینکه برای دیگران خودنمایی کند, نه هیچکدام. او فقط و فقط اینها را برای خودش و لذت بردن از زندگی انجام می دهد. او بسیار شاد است. به قولی نزده می رقصد. دائما در حال زمزمه کردن آهنگهای شاد در زیر لب است. وارد هر مجلسی می شود, شادابی, طراوت, تازگی و انرژی را به آن جمع می دمد. لذا همه از وجود او بهره مند میشوند. مردان از زندگی در کنار چنین زنی احساس فخر و غرور می کنند می دانید چرا؟ چون فکر می کنند که خودشان باعث شده اند این زن شاد و باطراوت باشد. همینطور مردان در کنار چنین زنی به خودشان می بالند که چنین انتخاب زیرکانه ای داشته اند. غافل از اینکه زن آفرودیت یا لوند با هر مردی زندگی کند شادابی و نشاط را وارد رابطه می کند. به نظر من زن لوند و معشوقه, عنصر گمشده زنان امروزی است. شاید یکی از مهمترین دلایل طلاق و خیانت در جامعه امروزِ ما از دست رفتن چنین زنی بوده است که با موج فمنیسم و وارد کردن زنان به صحنه مبارزه و تلاش برای رشد اجتماعی (که البته لازم هم بوده ولی افراط شده است) این بعد از ابعاد شخصیتی زن (آفرودیت یا معشوقه) بشدت ضعیف شده است.

۲- زن معنوی (Spiritual Woman) و یا مادونا (Madonna):
مادونا بازتابنده و تجسم محسنات کامل زنانه از لحاظ بردباری, وقار و متانت و وفای به عهد است. این نوع زن در پی کسب عظمت برای خود نیست. او ترجیحا مرد را در زندگی به سوی عظمت می کشاند و بدون هیچ قید و شرطی از تلاش مرد خود در جستجوی کسب خرسندی و موفقیت حمایت می کند. زن روحانی یا مادونا حامی قدرتمند مرد خویش است تا او را به جایگاه شایسته و لایقی برساند بدون اینکه به خودش فکر کند. درست برعکس زنِ آفرودیت یا معشوقه که دارای خودخواهی و خود شیفتگی است.
متاسفانه زن امروزی دستخوش بحران مادونا (Madonna) شده است و بر پاکدامنی پیش از ازدواج خط بطلان کشیده است. هر چند گویی دوشیزگی و باکره بودن قدیمی شده است ولی خوشبختانه هنوز توقع وفاداری و صداقت در ازدواج پابرجاست. در گذشته چنین متداول بود که زنان طالب پایداری, آشتی, آرامش و تداوم زندگی بودند ولی زن امروزی از احساسات واقعی خویش جدا شده و به فلسفه “اینجا و اکنون” (تفکر دم را ببین و حالش رو ببر) اعتقاد پیدا کرده است. دوست دارم همه شما عزیزان بویژه خانمها, ترانه در کنار مردت باش (Stand by your man) را یک بار گوش بدهید زنان ما مفهوم این ترانه را گم کرده اند. طی سالهای اخیر, تعداد زیادی از زنان شوهرانشان را ترک کرده اند. این زنان با دیدن اولین ضعف در مردشان او را ترک می کنند در حالیکه باید بمانند, تلاش کنند و رابطه را بسازند. شایان ذکر است که هوسرانی جنسی و فقدان شعور اخلاقی تنها علائم نابودی جنبه مادونا در زن نیست, بلکه تندخویی, ناشکیبایی و زودرنجی نیز از علائم عدم ارتباط با مادونا است.  زنان زیادی با بداخلاقی و تندخویی, بی احترامی, عیبجویی و تحقیر مرد و بعضی از زنان نیز با رابطه جنسی زود هنگام, یعنی قبل از اینکه مرد را خوب بشناسند و قبل از اینکه مرد تعهد و سرسپردگی اش را ثابت کند, ارتباطشان با جنبه مادونای درونشان کاهش می یابد لذا یکباره در نظر مرد سقوط می کنند و از چشم او می افتند زیرا جنبه مادونا (صبوری, کنترل احساس, آرامش و نجابت و متانت و وقار) برای مرد در درجه اول اهمیت قرار دارد
زنان زیادی هر روز در مرکز مشاوره از من می پرسند که:

 آیا اگر با مرد معینی رابطه جنسی داشته باشم ایرادی ندارد؟ البته زنان زیادی هم هستند که در چنین مواقعی قدرت نه گفتن به مرد را ندارند. خانمی میگفت: آقای دکتر! من و دوست پسرم ۳ روز رفتیم به جزیره لنکاوی. خوب دکتر مگر میشود که در این سه روز ما در یک هتل باشیم اما رابطه جنسی نداشته باشیم؟ دیگری می گفت من به منزل دوست پسرم رفتم تا از او لبتاپم را بگیرم. او از من خواست ماساژش دهم و بعد شروع به بوسیدن من کرد و ودیگر نتوانستم دست رد به سینه اش بزنم. چون فکر می کردم او هم مرا دوست دارد. وقتی از او می پرسیدم که تو از جا می دانی که او واقعا تو را دوست دارد و به این رابطه تعهد دارد؟ او چه کراهایی برای تو انجام داده است که تو فکر می کنی او برای همیشه با تو خواهد ماند؟ می گفت نمیدانم فقط احساسم این را به من میگوید که دوستم دارد. در واقع این زنان قدرت نه گفتن ندارند. و فقط خودشان را توجیه می کنند. آنها نمیدانند که رابطه جنسی برای مرد یعنی فقط یک تخلیه هیجانی اما برای زن یعنی, عشق, آرامش, تعهد, امنیت و وابستگی. آنها ارتباطشان را با درون خویش از آنچه باید باشد و صحیح است را از دست داده اند. در واقع در آن لحظه یک ندای درونی از درون به آنها فریاد میزند که: نه. اما به این فریاد پاسخ مثبت نمیدهند و خیلی زود متوجه می شوند که این رابطه جنسیِ بی تعهد آنها را از لحاظ جسمی, عاطفی و روانی تحلیل برده است.
این یک دستور اکید از طرف روانشناسان است که پیش از گرفتن تعهد تن به آمیزش جنسی ندهید و قبل از اینکه مرد دلباختگی و سرسپردگی اش را به شما اثبات نکرده است با او زندگی مشترک تشکیل ندهید و آنچه میخواهد و نیاز دارد به او ندهید. سخت تصاحب شدن در ذهن زنی که دارای معیار و قدرت سنجش است طبیعی جلوه می کند چنین زنی خود را موجودی زیبا, بی نظیر و عالی می بیند. مردان, زنان را موجوداتی, ناشناخته, دلفریب, گریان و مرموز و پنهان شده (یعنی وسایل, اسرار و زیبایی های زنانه خود را براحتی عریان نمی کنند) می انگارند. این صفات تنها بخش کوچکی از هیجان انگیز بودن و گیرایی و جذابیت زنانه است.

۳- زن مادر (Mother Woman)
زن مادر یک زن حامی و سرپرست است. زنی است که با وابستگی‌اش به دیگران کامیاب می‌شود، او نه تنها فرزندانش را بزرگ می‌کند، بلکه سایرین و خویشاوندان، دوستان مؤنث و همسر را هم می‌پرورد. از مردتان بپرسید, خسته ای عزیزم؟ گرسنه ای؟ او سالها با مادرش, بزرگ شده و از این جملات و عبارات شنیده است و اکنون که با شماست همچنان نیاز به سرپرستی و مادر دارد. 

زنان واقعا نمی دانند که یک مرد هر چقدر هم که مرد باشد, هر چقدر هم که مغرور و لجباز باشد و هر قدر هم به درجات عالی علمی, اقتصادی- مالی و اجتماعی رسیده باشد, حتی یک سلطان هم که شده باشد نیاز به حمایت, تشویق, تحسین, حمایت و قوت قلب دادن از طرف زن دارد. او همچنان نیازمند مهربانی, شفقت و محبت است. پس گول ادعاها و اُلدُرم مُلدرم مردان را نخورید. آنان مانند پسر بچه های کوچولو نیازمند توجه و محبت هستند.
۴- زن آمازون یا جنگجو (Amazon)
زن آمازون دارای تمرکز, حواس بالا و فزون خواه است، ابراز وجود می‌کند، هدف‌دار و متکی به نفس و خود کفا است، ارتباط او با مردان زندگی‌اش در قالب همکار، رفیق و رقیب است و نه بیشتر. یک زن قدرتمند و مستقل. زن آمازون تلاش زیادی می کند که به درجات عالی اجتماعی, سیاسی, اجتماعی و اقتصادی در جامعه دست یابد. او بسیار فعال, پرانرژی, قدرتمند و براستی یک رهبر و لیدر است. معمولا با مردان کل کل می کند و می خواهد خودش را اثبات کند و بگوید که من چیزی از تو کم ندارم و یا من برحق هستم.
ترکیب این خصوصیات و ابعاد زنانه بسیار جالب است و از زنان شخصیتهای متنوعی ساخته است:
مثل زن “آمازون – معشوقه”. زن “آمازون – مادر”. زن “آمازون – مادونا”. زن “مادر – مادونا”. زن “مادونا – معشوقه” و زن “مادر – معشوقه”.
بعنوان مثال:
زن آمازون- معشوقه, زنی است که ضمن داشتن یک شغل و حرفه مستقل, از جنبه های عشوه گری, طنازی, سرخوشانه یا جنسی بهره می گیرد. هلن گرلی براون (Helen Gurley Brown) نمونه ای عالی از زن آمازون – معشوقه است. بُعد آمازونی این زن باعث شد که نویسنده دو کتاب پرفروش و ناشر یکی از پرطرفدارترین مجلات زنان در جهان شود. اما همین زن, نوشته های جنسی اش شهرت دارد که حاکی از یک شخصیت پرتکاپو و بسیار شهوت انگیز است اما جنبه مادونا و مادر در او در حاشیه قرار گرفته است. خانم براون نه فرزندی دارد و نه چندان به دفاع از پاکدامنی اخلاقی معروف است. 
زازاگابور (Zsa Zsa Gabor) مثال دیگری از زن آمازون – معشوقه است. جاه طلبی های آمازونی زازاگابور برای او موفقیت های بزرگی بعنوان هنرپیشه به ارمغان آورد اما جنبه معشوقگی خانم گابور در روابط سرخوشانه و شیطنت آمیز با مردان قدرتمند کاملا آشکار است. او اسب سواری می کند و می تواند خیلی خوب گُلف بازی کند ولی نه با جدیت یک ورزشکار, وقتی شخصی از او پرسید چرا این مهارتها را کسب کرده ای؟ گفت:
مرا بگونه ای بار آورده اند که با مرد رفیق باشم. سبک و سیاق معشوقه او چنین است:
من مبادرت به انجام بازیهایی می کنم که مرد من دوست دارد, آن هم نه به منظور برنده شدن بلکه صرفا برای اینکه با او همراه باشم.

 دختر خوب من!

به نظر من شما یک زن آمازون هستید و در این بعد شخصیتی رشد خوبی داشته اید. زن آمازون زنی است که تمایل زیادی برای رشد علمی, رشد اجتماعی و پرستیژ و استقلال اقتصادی دارد. زن آمازون یا آرتمیس مثل مردان در پی تصاحب موقعیتهای علمی, اقتصادی و اجتماعی است. شما در بُعد زن آمازون خیلی رشد کرده اید اما در سایر ابعاد شخصیتِ زن, ضعیف مانده اید. شما توانسته اید دکترا بگیرید, مطب بخرید, درآمد داشته باشید و همه اینها نیازمند تمرکز, تلاش و پشتکار است و به راحتی بدست نمی آید. وقتی چنین زنی مثل شما که توانسته است زندگی اش را تحت کنترل در آورد, احتمال زیادی دارد که وقتی با مردی وارد رابطه می شود در این رابطه هم تلاش کند تا مرد مورد نظرش را نیز مثل تخصص, مطب, درآمد, خانه و ماشین بدست آورد. مثلا این شما بوده اید که به او بیشتر زنگ میزدید, بیشتر پیامک می دادید, شما اول سلام صبح بخیر برایش می فرستادید. شما بیشتر برایش کادو و هدیه می خریده اید. تا با این رفتارها او و رابطه اتان را تحت کنترل در آورید. درست مثل یک زن قدرتمند و آمازون در پی تصاحب مرد خودتان بوده اید. نکته مهمتر اینکه وقتی مردی چنین زن قدرتمندی را می بیند به خودش می گوید:

او که به من احتیاجی ندارد. او خودش یک مرد است. یکی از مراجعان خانم در دفتر مشاوره به من می گفت: من با یکی از پسران سفیران خارجی وارد رابطه شدم اما ۳ ماه بعد در اوج رابطه عاشقانه او مرا رها کرد. ما یکدیگر را خیلی دوست داشتیم اما وقتی از او پرسیدم که چرا میخواهی به این رابطه پایان دهی. همه چیز که عالی است؟ او گفت: راستش من هر چه فکر می کنم می بینم که تو خودت ماشاالله یک مردی و نیازی به من نداری. من چیزی ندارم که به تو بدهم!!! بهتر است تو با کسی ازدواج کنی که یک سرو گردن از تو بالاتر باشد. من لیاقت تورا ندارم.

نکته مهمتر دیگر اینکه قطعا چنین زنِ رشد یافته ای هر کسی را نمی پسندد. انتظارش از مرد بالا رفته است. به دنبال یک مرد رویایی و ایده آل است. مردی که اگر از او بالاتر نیست حداقل با او برابر باشد. از طرف دیگر به نظرم شما بسیاری از فرصتها را بخاطر ادامه تحصیل و اشتغال ذهنی برای گرفتن تخصص و درآمد از دست داده اید و یا از دست می دهید. مثلا بجای اینکه به یک تور مسافرتی بروید و یک در یک جشن مهمانی شرکت کنید و یا در یک گروه ورزشی باشید ترجیح می دهید که در مطب خود در حال ویزیت بیماران باشید. شرکت در مجامع اجتماعی و گسترش روابط اجتماعی می تواند فرصتهای خوبی برای یک انتخاب و ازدواج موفق باشد. بعنوان مثل یکی از خانمهای دانشجوی phd می گفت: آقای دکتر من چه مردانی را که رد نکرده ام. مردانی که الان به جایگاه بالایی دست یا فته اند. پرسیدم چرا آنها را رد کردی؟ گفت بخاطر اینکه اولا درآن زمان آنها در موقعیت پایین تری از من بودند و ثانیا من پیش خودم می گفتم دوست دارم درس بخوانم, استاد دانشگاه شوم و به مدارج بالای علمی و اقتصادی برسم اما الان چه؟ فوق لیسانس هم گرفتم ۴ سال است که دارم phd میخوانم اما سنّم بالا رفته است رسیدم به ۴۰ سالگی و دیگر هر مردی حاضر نیست با من ازدواج کند. ای کاش زودتر از اینها ازدواج می کردم.

آنچه که میخواهم به شما بگویم اینست که شما در بعد زن آمازون خیلی رشد کرده اید. عالی هستید اما در بعد زن آفرودیت, گیشا و یا زنِ مادر ممکن است هنوز یک کودک باشید. لطفا این آزمون را انجام دهید نتیجه اش را برای من بفرستید تا ضعف شخصیتی شما را خدمتتان عرض کنم:

http://www.khodshenas.ir/ArcheTypes/Test

  • مردان را بشناسید:

سومین کاری که باید انجام دهید اینست که مردان را بشناسید. مردان عموما ترس زیادی از ازدواج دارند. چون ازدواج برای آنها یعنی به دام افتادن, محدودیت, اسیر شدن و مسئولیت.

مردان سالها تلاش کرده اند تا خود را از زیر یوغ و تسلط مادر نجات دهند. مادری که با عشق مادرانه, امر ونهی ها و کنترلهای زیادی که داشته او را اسیر خود داشته است. مردی که ۸ سال است در ارتباط می باشد ولی بعد از تلاش زن برای به کنترل درآوردن او و مجبور کردن به ازدواج, طی نامه ای به دوست دخترش نوشته است:

من یه یاغیم و دوست دارم یاغی باشم. یاغی‌ می دونی یعنی چی؟ یعنی‌ کسی که قانون شکن هست و قانون میشکنه. اسیر و بندِ هیچ چیزی‌ نمی‌شه. کاملا رهاست.  برای خودش هرجا می‌خواهد میره و هر کار غلط و درستی که  می‌خواد انجام میدهد من الان فقط تو زنجیرم چون تو داری منو وادار به ازدواج می کنی. غلو زنجییییییر قلبی روحمو گرفته . احتمالا تو اصلا نمیفهمی من از چه جنسی‌ حرف میزنم و…

مردی می گفت اگر میخواهید ما مردها با شما ازدواج کنیم به ما بگویی: من قصد ازدواج ندارم. شما خانمها باید ما مردها رو بشناسید.

تعبیر روانشناسی تحولی از این ماجرا اینست که:

مردان هزاران سال شکارچی بوده اند. در دشت و بیابان پرسه میزده اند. آزاد و رها, درست مثل ماهی در دریا. دوست ندارند قلاب کسی به آنها گیر کند. آنها صیاد اند نمیخواهند صید شوند و این برایشان بسیار سخت و سنگین است که محدود شوند. پس وقتی شما تلاش می کنید تا مرد را وادار به ازدواج کنید او احساس خفگی می کند و میخواهد فرار کند. زیرک باشید. مرد میخواهد کسی را وارد قلمرو خود کند چون قدرت طلب و شکارچی و صیاد است او نمیخواهد وارد قلمرو کسی شود, شکار شود و یا صید گردد.

به دلیل ترس از به سلطه درآمدن و وحشت از تسلط زن بر او, مغرور و لجباز هستند. به محض اینکه حس کنند زن قصد بدست آوردن و یا کنترل و تسلط بر او را دارد مثل ماهی از دست شما لیز میخورند. برای شناخت مردان بد نیست آزمون کهن الگو یا آکه تایپ را به مردی که با او در ارتباط هستید بدهید انجام دهد و ویژگی های شخصیتی او را مطالعه بفرمایید.

موفق و پایدار باشید

ارادتمند شما

محسن محمدی نیا (معین)

مسئول مرکز مشاوره و روانشناسی معین. مالزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>