«

»

ژوئن 20

تکنیک های شنونده- گوینده

تکنیک های شنونده- گوینده

نویسنده: محسن محمدی نیا (معین) روانشناس

کانال تلگرام زندگی زیباست Life is Beautiful:

https://telegram.me/beautifulLife110

شنونده. محمدی نیا. محسن (معین) سلام آقای دکتر محمدی نیا

من و همسرم یک زوج ۴۰ ساله و تحصیلکرده ایم. ما دائما با هم بحث و مشاجره می کنیم به حدی که هر دو دیگر از این وضعیت خسته شده ایم. البته خودمان هم می دانیم که این روش هیچ نتیجه ندارد اما واقعا نمی دانیم که کجای کارمان غلط است. ما اصلا نمی توانیم با هم خوب صحبت کنیم. جمله اول نه, جمله دوم, کارمان به دعوا کشیده می شود. هر دو بشدت عصبی می شویم.

من خودم قبل از ازدواج یک فرد بسیار آرام بودم و به هیچ چیزی خیلی اهمیت نمیدادم. یعنی هیچکس نمی توانست مرا عصبانی و ناراحت کند اما بعد از ازدواج کمی عصبی شده ام اینقدر با هم بحث و مشاجره می کنیم که گاهی اوقات کارمان به درگیری فیزیکی هم کشیده می شود. به قول قدیمی ها ما هر دو “من” هستیم. هیچکدام “نیم من” نمی شویم. چون من فکر می کنم خودم درست می گویم و او هم دقیقا فکر می کند حقیقت محض است و خودش درست می گوید.

ما بلد نیستیم با هم خوب حرف بزنیم. به هر جشن و مهمانی که می رویم بحث می کنیم. مهمان به منزلمان می آید با هم بحث می کنیم. بحث در باره مسائل مالی, دخالت خانواده ها, تربیت فرزند, رفت و آمد خانواده ها, نحوه تفریح و مانند آن مشاجره می کنیم. فرقی نمی کند که اینجا کجاست؟ هنگام خرید, جلوی بچه ها, در خلوت و تنهایی و… در واقع دائما و در هر نقطه و مکانی در حال بحث و مشاجره با یکدیگر هستیم. واقعا هر دو از این وضعیت خسته شده ایم. ما چگونه می توانیم با هم خوب صحبت کنیم. لطفا ما را راهنمایی کنید.

از شما خواهش می کنم نامه ما را بی پاسخ نگذارید.

سلام بر شما زوجین گرامی!

نیروی حیاتی برای یک رابطه خوب و صمیمانه(Good Relationship) , نحوه ارتباط برقرار کردن (Communication)و خوب صحبت کردن(Talking) با یکدیگر است.

خوب حرف زدن با یکدیگر و برقراری رابطه زیبا تمام چیزهای خوب مانند:

عشق, آرامش, اعتماد به نفس, احساس ارزشمندی یا عزت نفس, صداقت, شجاعت و تواضع و فروتنی را به جریان می اندازد و آنها را بشدت تقویت می کند. اگر شما می خواهید در رابطه خودتان تمام موارد فوق یعنی: عشق, آرامش, اعتماد به نفس, احساس ارزشمندی و عزت نفس, صداقت, شجاعت و تواضع و فروتنی را تجربه کنید باید یاد بگیرید که چگونه با هم حرف بزنید.

ابتدا از شما می خواهم ۳ مقاله قبلی را که در شماره های قبلی مجله کیوسک نوشته ام را حتما مطالعه بفرمایید این ۳ مقاله در باره ۳موضوع بسیار مهم هستند:

۱- مدیریت تضاد و روشهای حل اختلاف بین زوجین

۲- مدیریت تضاد و فیلترهای ارتباطی؛ من چی گفتم؟ تو چی برداشت کردی

۳- الگوهای مخرب یا علائم هشداردهنده در ارتباط

معمولا زوجین در دو زمان ممکن است که نتوانند خوب با هم حرف بزنند: ۱ زمانی که آنها بر سر موضوعی تضاد یا اختلاف دارند. مثلا شما دوست دارید سیگار بکشید, مشروب بخورید, فیلم ببینید, قلیان بکشید, خرید کنید, مسافرت بروید, دیروقت بخوابید, اما همسرتان دوست ندارد. ۲ وقتی بر سر مسائل بسیار حساس و داغ با هم بحث می کنند. مثلا احساس تنهایی, رابطه جنسی و…

ارتباط صحیح و سالم با یکدیگر نیاز به آموزش دارد. می توان گفت که مشکل شما کم و بیش مشکل تمام انسانهای کره زمین است. اگر دستورات زیر را اجرا کنید مشاجره های بی پایان و آزارنده برطرف خواهد شد. ابرهای تیره از آسمان زندگی شما رخت می بندند و هوای صاف و آفتابی, زیبا و آبی رنگ پدیدار خواهد گشت.

این دستورات همان تکنیک های شنونده – گوینده (Listener- Speaker Techniques) هستند: وقتی که شما با هم صحبت می کنید دو نقش بسیار مهم را در برابر هم بازی می کنید:

۱ نقش شنونده

۲ نقش گوینده

وقتی که شما در نقش شنونده ظاهر می شوید “قوانین” بسیار مهمی بر این نقش حاکم است. با بهره گیری از این قوانین, شما می توانید این نقش را بخوبی ایفا کنید تا در نهایت نتیجه خوبی بگیرید. نتیجه خوب یعنی انتقال این حس به همسرتان که: بله من با تمام وجودم فهمیدم که شما چه می گویی و یا در چه شرایطی بسر می بری؟ وقتی شما خوب فهمیدید که همسرتان چه می گوید و چه شرایطی دارد؟ اتفاق بزرگی بین شما رخ می دهد و آن چیزی نیست جز: “تجربه مایی” و یا “Experience of Usness” این واژه توسط گروه روانشناسی دانشگاه بوستون ابداع شده است. “تجربه مایی” یعنی شما به چنان فهم و درکی از من میرسی که من شما را در وجود خودم می بینم. و یا من به چنان درک و فهمی از شما میرسم که شما خودت را در من می بینی. گویی من و تو یکی هستیم. من و تویی وجود ندارد. هر چه هست مایییم و ماییم و ماییم: لیلی کیست؟ من, من کیستم؟ لیلی – ما یکی روحیم اندر دو بدن زمانی شما به “تجربه مایی” (Experience ofUsness) دست پیدا می کنید که بتوانید شنونده خوبی باشید. برای اینکه بتوانید شنونده خوبی باشید ۱۵ کار زیر را نباید انجام دهید. این ۱۵ مورد, موانع ارتباط, خطاهای ارتباطی و یا RoadBlocks هستند.

(موانع ارتباط در کتاب توماس گوردون تحت عنوان فرهنگ تفاهم, ترجمه پریچهر فرجادی به تفصیل بحث شده است) و نمی گذارند که شما طرف مقابلتان را خوب بفهمید و درک کنید و به قول روانشناسان دانشگاه بوستون به “تجربه مایی” دست یابید. این ۱۵ خطا جلوی اکتشاف فرد را می گیرند و اجازه نمی دهند که شما به اعماق وجود او وارد شوید و غواصی کنید.

در نتیجه شخص و اسرارش برای شما پنهان می مانند. شما به هیچ شناختی نمی رسید. همسر, فرزند و یا دوستتان همچنان برای شما ناشناخته خواهد ماند. شنونده. .محمدی نیا. محسن (معین) بر روی کاغذ این ۱۵ مورد را بنویسید در جاهای مختلف منزل با تابلو ورود ممنوع نصب کنید.

۱۵ خطای ارتباطی یا موانع ارتباط (RoadBlocks): 

۱- دستور دادن, فرمان دادن و یا مجبور کردن:

در اینجا شما نقش یک رئیس و فرمانده و منبع قدرت را بازی می کنید. و فرد را مجبور می کنید تا آنچه راکه شما میگویید و یا می خواهید بی چون و چرا اجرا کند: مثال: الف: همین الان می ری و ازش عذرخواهی می کنی. ب: تو باید با واقعیت روبرو بشی. بلند شو برو و… ج: چنین حرفی رو نزن د: نه من میام مشاوره و نه تو حق داری بری پیش دکتر. همینی که گفتم. حرف هم نباشه. و: دیگه از این به بعد حق نداری با فلانی رفت و آمد کنی. این دوست و رفیقها مال قبل از ازدواج بود بعد از ازدواج من تعیین می کنم با کی رفت و آمد کنی.

۲- تهدید کردن, هشدار دادن و خط و نشان کشیدن:

در تین روش شما به جای حل مسئله طرف را تهدید می کنید و یا خط و نشان می کشید. بدترین نوع تهدید نیز تهدید به قطع رابطه است. مثل مورد ب که در زیر آمده است. مثال: الف: اگر با خانواده من درست رفتار نکنی من هم با خانواده ات بدرفتاری می کنم ب: اگر بخواهی اینطور ادامه بدهی بهتره از هم جدا بشیم. من نمیتونم به این وضع ادامه بدهم ج: اگر نیاز جنسی منو برآورده نکنی من هم میرم سراغ یکی دیگه و این تقصیر تو هست و گناهش به گردن توست.

شنونده.. .محمدی نیا. محسن (معین)
۳- پیشنهاد دادن و راه حل نشان دادن:

در این روش شما بجای اینکه واقعا بفهمید چه در درون فرد می گذرد شروع می کنید به پیشنهاد دادن و راه حل ارائه کردن غافل از اینکه درد او چیز دیگریست. اصلا گاهی اوقات همسر شما هیچ راه حلی نمیخواهد او فقط می خواهد با شما حرف بزند و درد و دل کند. پس تا زمانی که نفهمیدید ماجرا چیست لطفا هیچ راه حلی ارائه ندهید.

مثال:

الف: به نظر من کاری که الان میتونی انجام بدهی اینه که …..

ب: چرا اینو امتحان نمی کنی؟ من اینکارو کردم نتیجه گرفتم تو هم اگر انجام بدهی ۱۰۰% نتیجه می گیری.

ج: بجای اینکه عصبانی بشی یا قهر کنی زنگ بزن به یه روانشناس و ازش کمک بخواه.

د: منم مثل تو اضطراب دارم اما وقتی دچار اضطراب میشم بجای اینکه خودم رو گم کنم می نشینم می نویسم آروم میشم. هر وقت دچار اضطراب شدی بشین بنویس خیلی آروم میشی. و…

۴- بحث های منطقی کردن, سخنرانی, استدلال کردن و دلیل آوردن:

در اینجا شما نقش یک دانشمند و فیلسوف را بازی می کنید و شروع می کنید به دلایل محکم و منطقی آوردن تا همسر خود را قانع کنید. من اسم این روش را گذاشته ام ” بمب اتمی” زیرا واقعا روابط زن و شوهرها را نابود می کند. می دانید چرا؟ چون لباس زیبایی دارد. ظاهرش خیلی جذاب و فریبنده است: منطق. در این روش شما سعی می کنید با دلیل آوردن و استدلال های منطقی ثابت کنید که شما درست می گویید. جالب اینجاست که همسرتان هم دقیقا مثل شما فکر می کند و سعی دارد تا دلایلی را بیاورد که شما راقانع کند. هر کسی فکر می کند که: خودش درست می گوید و حقیقت محض است. اینجاست که یک جنگ بی امان بین شما و همسرتان در می گیرد و هیچوقت هم از این بحثها نتیجه ای نمی گیرید.

دیوید برنز در کتاب از “حال بد به حال خوب” می گوید: چرا در روابط خود اینقدر به دنبال حقیقت می گردید؟ “این حقیقت دشمن شماست”. و روابط شما را تخریب می کند. درست مثل اینکه یک نفر در پایین جاده ایستاده است و می گوید این جاده سربالایی است و دیگری که در بالای جاده ایستاده است می گوید: نخیر این جاده, سرپایینی است. هر دو راست می گویند اما از دو زاویه مختلف به موضوع نگاه می کنند. دوستی دارم که می گوید من وقتی با چیزی مخالفت می کنم چنان دلایلی می آورم که همسرم نمی تواند در برابر آن مقاومت کند و حق را به من می دهد و تسلیم می شود ولی در آنِ واحد می توانم دلایلی بر خلاف گفته های خودم بیاورم که کاملا منطقی و درست هستند اما از یک زاویه دیگر. بحث های منطقی در بین قشر تحصیلکرده به وفور یافت می شود. آنها هر کدام خود را بر حق می دانند و دلایل خاص خودشان را دارند. اگر می خواهید رابطه شما به تجربه مایی” برسد و یکدیگر را بفهمید و درک کنید لطفا از امروز دست از بحث های منطقی بکشید. بجایی نمی رسید. مگر اینهمه وقت صرف کردید تا یحال توانسته اید همسرتان را قانع کنید. شاید در یکی یا دو درصد موارد. آنهم ممکن است در اعماق وجودش باز هم قانع نشده باشد.

مثال:

الف: واقعیت اینه که….

ب: بله شما درست میگی اما….

ج: مگه من از تو چی میخواهم؟ من میگم اگر….

د: اصلا اینطور نیست که شما میگی چون…..

۵- درس اخلاق دادن, موعظه کردن و تذکر دادن وظایف:
یک کد اخلاقی که در اینجا می تواند به شما کمک کند تا این خطای ارتباطی را تشخیص دهید استفاده از “باید ها” و “نبایدها” در جملات افرادی است که مرتکب این خطا در روابطشان با دیگران می شوند. آنها دائما معلم اخلاق می شوند و می خواهند به طرف درس اخلاق بدهند که باید چنین کنند تا اخلاقی و درست باشد و یا نباید چنان کنند چون اخلاقی نیست. یعنی رفتارهای مناسب را به شما آموزش می دهند که چه رفتاری درست و چه رفتاری غلط است. آقایی می گوید در راه با اتومبیلم به آئینه ماشین دیگری که پارک کرده بود زدم و آیینه شکست وقتی به منزل آمدم عذاب وجدان داشتم به همسرم گفتم که من بطور تصادفی به یک ماشین برخورد کردم و آیینه اش را شکستم ولی صحنه را ترک کردم. همسرم شروع کرد به موعظه کردن:
“به نظر من اصلا کار درستی نکردی. تو باید میومدی پایین, شماره مبایلت رو می نوشتی میگذاشتی روی شیشه برف پاک کنش بعد صحنه رو ترک می کردی. خیلی اشتباه کردی. اگر میتونی برگرد برو ماشین طرف رو پیدا کن و شماره ات رو بذار روی ماشینش”
در حالیکه من تمام رفتارهای درستی را که همسرم توضیح داد می دانستم فقط اضطراب مرا گرفته بود و نیاز داشتم با کسی صحبت کنم تا آرامم کند اما خانمم شروع کرد به وظایفی که من باید در آن لحظه انجام میدادم. در نتیجه بجای اینکه آرمش پیدا کنم و اضطرابم کم بشه بیشتر شد.
به مثالهای زیر توجه کنید:
تو باید احترام بزرگتر (معلم, پدر, مادر, همسایه و….) رو حفظ کنی چون…..
تو باید واقعا مثل یک خانم عاقل و تحصیلکرده رفتار می کردی…
تو نباید عصبانی میشدی باید صبورتر و شکیباتر عمل می کردی. درست مثل پدرت….

۶- قضاوت کردن, سرزنش و توبیخ کردن, انتقاد کردن و مخالفت:
عنصر اصلی و مشترک در تمام موارد خطای ششم اینست که گویا شما رفتار اشتباهی مرتکب شده اید و یا حرف بی معنا و غلطی زده اید در نتیجه یا با شما مخالفت می کند و یا مورد سرزنش و توبیخ قرار می دهد. در هر صورت شما را قضاوت می کند.


آقایی می گوید من هر رفتاری انجام میدهم مورد توبیخ و سرزنش همسرم قرار می گیرم. باورتان نمی شود تکان می خورم خانمم یه چیزی می گوید. به او می گویم تو چرا من هر کاری می کنم یه چیزی از توی رفتار من در میاوری؟ می گوید:
تو اگر پا روی دم من نگذاری من مریض نیستم که دائما به تو انتقاد کنم؟ یعنی یه کارهایی می کنی که مرا مجبور به انتقاد می کنی. می گویم آخه من هر جا پا میگذارم دم شما آنجاست من دیگر واقعا نمیدانم کجا پا بگذارم که دم شما آنجا نباشد. چون من کاری نیست که انجام دهم و شما یه چیزی در باره آن عمل به من نگویی. برایت چایی میاورم میگویی راه رفتنت ریتم ندارد. غذا میخورم میگویی به اندازه ای که میخوری بکش. تلویزیون می بینم میگویی این چه فیلمهایی است که میبینی؟ راه میروم میگویی چرا اینقدر محکم راه میروی و پاهایت را به زمین میکوبی انگار فیل روی زمین راه میره. شد من یه کاری بکنم شما از من ایراد نگیری.
تحقیقات نشان داده است که ما چیزی بنام انتقاد سازنده هم نداریم. انتقاد, انتقاد است و باعث تضعیف فرد می شود. وقتی شما انتقاد می کنید در واقع دارید به فرد می گویید که من از تو بهتر می فهمم و یا بیشتر از تو میدانم. تو بدی من خوبم. تو بلد نیستی من بلدم. تو اشتباه می کنی و من درست عمل می کنم و….
اگر میخواهید صمیمیت و عشق بین شما حاکم شود دست از انتقاد و سرزنش بردارید. با انتقاد به جایی نمی رسید.
به مثالهای زیر توجه کنید:
تقصیر تو بود که ….
تو خیلی آدم خودخواهی هستی….
تو داری اشتباه می کنی
کی به تو گفت مهمان دعوت کنی چرا بدون هماهنگی مهمان دعوت کردی؟….
اول فکر کن بعد حرف بزن….
این چه میوه هایی است که خریدی؟

۷- موافقت کردن, تایید کردن, تحسین و تشویق کردن:
شاید تعجب کنید که چرا تشویق و تحسین و موافقت کردن هم جز خطاهای ارتباطی یا Roadblocks هستند. پیامهایی از این دست در واقع نوعی قبول کردن, تایید و تصویب گفتار فرد است. مثلا فرض کنید شما میخواهید خانوادگی به سینما, مسافرت و یا مهمانی بروید و همسرتان می گوید: من نمی آیم و شما می گویید. هر طور میل ات هست. و یا بگویید آره نیایی خیلی بهتره چون فیلمش خیلی جالب نیست و…. طبیعی است که فرایند ارتباط شما با همسرتان یکباره قطع می شود و یک ارتباط ناهماهنگ بین شنونده و گوینده رخ می دهد. در واقع شما از تشنگی نیاز به آب دارید اما به شما آرد نخودچی میدهند. شما نیاز به فهمیده شدن دارید اما به راحتی می گویند هر جور خودت میخواهی. در واقع شما متوجه نمی شوید که چرا همسرتان نمی خواهد با شما همراه شود؟ مشکلش کجاست؟ در نتیجه با اینکه شما او را تایید کردید اما باز هم احساس خوبی ندارد چون هیچکس او را نفهمید و درک نکرد. ما بیش از آنکه نیاز به مخالف و موافق داشته باشیم به همدل و همدرد نیاز داریم تا در زندگی احساس تنهایی نکنیم.

یکی از دوستان می گفت:
یادم هست یک بار رفتم نزد مدیر اداره ای که در آن کار می کردم و به او گفتم من میخواهم از این شرکت بروم و انتظار داشتم ایشان بگوید: چرا؟ و من توضیح بدهم و مشکلاتم را برایش توضیح دهم اما ایشان برگشت گفت:
هر طور خودت صلاح میدانی. من یکدفعه یخ کردم. خیلی حس بدی داشتم. احساس میکردم قدر مرا نمیداند و….
بنابراین درست شنیدن یا شنونده خوب بودن با تایید کردن و موافقت نمودن کاملا تفاوت دارد.
به مثالهای زیر توجه کنید:

به نظرم تو کاملا درست داری عمل می کنی……
منم جای تو بودم همین کار رو می کردم….
به نظرم تو واقعا طراح خیلی خوبی هستی….

۸- شرمنده کردن, تحقیر, خجالت زده کردن, برچسب زدن, ناسزا گفتن:
در اینجا شما یک مخالفت بیش از حد و افراطی را می بینید. در واقع برای اینکه رفتار یا عقیده و نظر فرد را اصلاح کنید شروع می کنید به تحقیر, بی احترامی, خوار و بی مقدار کردن و زیر سئوال بردن همسرتان. گاه ممکن است با طعنه و کنایه حرف بزنید تا طرف را له کنید بگذارید آنجا. شما با نگاه و خنده تمسخرآمیز, نگاه خیره و غضبناک, کلام تند و تیز, لقب های زشت و تحقیر آمیز و حرکات بدن, ممکن است همسرتان را شرمنده و یا خوار و بی مقدار کنید.


یک بار خانمی در جلسه مشاوره در حالیکه شوهرش هم نشسته بود رو به من کرد و گفت:
آقای دکتر ببخشید, این شوهر من دیوانه است. لطفا دستور بدهید ایشان را بستری کنند. پرسیدم چرا؟ گفت من رفتم دفتر کار ایشان. هیچ کاری هم نکردم فقط درب اتاق را باز کردم و به همسرم نگاهی کردم و درب را بستم. همین. اما ایشان آمد بیرون و مرا گرفت به باد کتک.
حالا ببینید ر فتار پرخاشگرانه اش این فرد عمل بوده است و یا عکس العمل؟
خانم که در را باز می کند متوجه میشود که در یک اتاق ۶-۵ نفره, فلان کارمند خانم که دل خوشی هم از او ندارد در حال صحبت کردن با شوهرش است لذا به بهانه اعتراض به شوهرش که چرا این خانم به دفتر کار تو آمده است و در برابر تمام آن ۵-۶ کارمند تگاه تندی به شوهرش می کند و درب را می بندد.
این آقا می گوید باور کنید آقای دکتر وقتی خانمم درب را باز کرد و با نگاه غضب آلود و تنفر به من نگاه کرد بطوریکه همه کارکنان متوجه شدند. من جلوی همه خجالت کشیدم و…..
به مثالهای زیر دقت کنید:
به نظرم کار احمقانه ای کردی….
تو باید از خودت خجالت بکشی….
تو چطور یک چنین کاری را انجام میدهی؟ بچه ها اینطور رفتار می کنند. تو که بچه نیستی….
اگر عقل داشتی….
ادامه دارد….
ارادتمند شما
محسن محمدی نیا (معین)
مشاور و روانشناس

۰۰۶۰۱۷۶۴۸۷۴۰۱

ادامه بحث در شما ره بعدی مجله کیوسک در ماه آینده

ارادتمند شما

محسن محمدی نیا (معین)

۰۱۷۶۴۸۷۴۰۱

مسئول مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی معین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>