«

»

اکتبر 06

تله زندگی بی اعتمادی – بد رفتاری (قسمت اول) The Mistrust/Abuse Schema (MA)

تله زندگی بی اعتمادی – بد رفتاری (قسمت اول)

The Mistrust/Abuse Schema (MA)

نوشته: محسن محمدی نیا (معین)

سلام جناب دکتر محمدی نیا

جناب دکتر من با مردها مشکل جدی دارم. تا بحال با هر مردی وارد رابطه شده ام, چه برای ازدواج و چه برای یک ارتباط دوستانه، متاسفانه خیلی زود همه چیز خراب شده است.  ببخشید خودم رو معرفی نکردم من دختری هستم ۳۵ ساله, دانشجوی دکترا و مدرس زبان انگلیسی و تاکنون ۴ رابطه ناموفق داشته ام.

البته در ابتدای روابطم با هر مردی, همه چیز خوب و عالی است اما نمیدانم چرا بعد از مدت کوتاهی بشدت به او حساس می شوم , اعتمادم را به او از دست میدهم و شروع می کنم به شک کردن, سین جین کردن, گیردادن و بالاخره کار به مشاجره, دعوا و درگیری کشیده می شود. وقتی یکبار زنگ می زنم و او جواب نمی‌دهد تمام عالم و آدم روی سرم خراب می شود فکر می کنم حتما با کس دیگری است و یا اینکه او به من بی توجه است و من برایش مهم نیستم بعد شروع می کنم به داد و فریاد که حتماً با کس دیگری وارد ارتباط شده ای و مرا دوست نداری.

 اگر با هم بیرون برویم به محض اینکه به یک خانم نگاه می کند من بشدت عصبانی می شوم، شما نمی‌دانید که من چطور تمام وجودم پر از اضطراب و نفرت می شود لذا کنترلم را از دست میدهم و دعوایمان می شود. دائماً فکر می کنم که او به من خیانت خواهد کرد. حتی گاهی اوقات به خودش می گویم به نظر من به هیچ مردی در دنیا نمی‌توان اعتماد کرد. مردها همه بدند. مرد خوب و وفادار وجود ندارد. البته این جمله را بعد از خیانت پدرم به مادرم هزاران بار شنیده ام. پدرم همیشه می گفت:

 ما مردها همه پدرسوخته هستیم. مردها همه همینطورند. مرد با وفا وجود ندارد. یعنی همه مثل خودش خیانتکار هستند. در واقع پدرم به من و مادرم خیانت کرد و با من نیز که دخترش بودم رفتار خوبی نداشت. محال بود که ما با هم باشیم و از من ایرادی نگیرد. دائما از من ایراد می گرفت و تحقیرم می کرد. از راه رفتنم, لباس پوشیدنم, حرف زدنم و… از همه چیز من ایراد می گرفت. من هم دقیقاً این بدرفتاری ها را با نامزد و دوست پسرهایم داشته ام.

اگر دختری در اینستاگرام یا فیسبوک و…برای نامزدم کامنت بگذارد یا پست او را لایک کند و نامزد من پاسخ بدهد یا ندهد, فرقی نمی کند من دیوانه می شوم با او بشدت برخورد می کنم و یک مسئله ساده بین ما به جنجالی بزرگ تبدیل می شود.

البته دو نفر از افرادی را هم که انتخاب کرده ام متاسفانه به من خیانت کردند و باور من در مورد مردها بیشتر تقویت شد. یکی از آنها با خانم دیگری دوست شد و یکباره غیبش زد و سر از یک کشور اروپایی در آورد و دیگر جواب مرا نداد که نداد. دومی هم متوجه شدم که همزمان با من با خانمی دیگر در ارتباط بوده است. آیا به نظر شما همه مردها خیانت کارند؟ آیا من می توانم با مردی وارد رابطه شوم و یک رابطه خوب و سالم, صمیمانه و آرامبخشی داشته باشم؟ الان واقعاً نمیدانم چکار باید بکنم. گیج و سردرگم هستم ودر خودم احساس پوچی و بی ارزشی می کنم. واقعاً درمانده و مستأصل شده ام. لطفاً کمکم کنید.

سلام دختر خوبم!

گام اول پذیرش:

همین که متوجه شده اید خودتان دچار مشکلات جدی هستید و پذیرفته اید که مشکل از شماست نیمی از راه را طی کرده اید. بنابراین این اولین قدم برای حل مسئله شما«پذیرش» است. یعنی آگاهی از اینکه من مشکل دارم و باید برای حل مسئله خودم کاری بکنم و اقدامی نمایم. آفرین به شما.

گام دوم شناخت مشکل:

دومین گام اینست که شما آگاهی کاملی از مشکل خودتان پیدا کنید و بفهمید که دقیقاً مسئله شما چیست؟ به نظر می آید که شما در یکی از تله های زندگی بنام تله بی اعتمادی- بدرفتاری گرفتار شده اید. شرح مختصری در باره این “تله زندگی” یعنی تله ” بی اعتمادی – بد رفتاری” به شما می دهم امیدوارم که با مطالعه آن تا حدی نسبت به مشکل خود آگاهی پیدا کنید.

تله بی اعتمادی بد رفتاری چیست؟

افرادی که گرفتار تله بی اعتمادی- بدرفتاری هستند، زود عصبانی می شوند, زود رنج هستند, سر هر مسئله ساده ای جنجال بپا می کنند, تحقیر و تمسخر می کنند, تهدید و خط و نشان کشیدن برای انجام خواسته هایشان, پای ثابت کار است. آنها به قصد و نیت آدمها شک می کنند حتی اگر رفتار دیگران با آنها خوب، صمیمانه، عالی و انسانی و محترمانه باشد، در ذهن‌شان بدنبال سرنخ هایی می گردند تا به خودشان ثابت کنند که حتماً کاسه ای زیر نیم کاسه است وگرنه چه لزومی دارد که این شخص با من اینقدر گرم و صمیمی برخورد کند. چنین اشخاصی دائماً منتظرند که دیگران به آنها دروغ بگویند، به آنها نارو بزنند، خیانت نمایند, کلاهبرداری یا سواستفاده کنند. آنها معتقدند سلام گرگ بی طمع نیست. همیشه یک چرای گنده در مقابل محبتهای دیگران می گذارند. در هر صورت رابطه را به سمتی پیش میبرند که با تهمت ها, برچسب ها, فحش و ناسزا, خشم عصبانیتهای تند و وحشتناک, شک و سوءظن و بدرفتاری هایشان, رابطه را به سمت جدایی می کشند بطوریکه در نهایت طرف مقابل عطا را به لقایشان می بخشد و غزل خداحافظی را می خواند و می گوید آقا جان جونم آزاد مهرم حلال. نخواستیم. تازه بعد از اینکه نامزدشان آنها را ترک می کند بشدت طلبکار هستند که چرا مرا ترک کردی؟!!! تو انسان بی مسئولیت و بی تعهدی هستی و نباید مرا تنها می گذاشتی.

داستان اینها مثل کسی می ماند که شما را انداخته است گوشه رینگ بوکس و با مشت و لگد کتک می زند و بعد در کمال ناباوری و اوج کتک کاری و عصبانیت به شما می گوید بگو: دوستت دارم. چنین فردی محکم به گوش شما سیلی می زند و میگوید نباید دردت بیاید. یعنی من هر کاری کردم شما باز هم در رابطه بمان . مرا ترک نکن. غافل از اینکه آنها وارد بازی ای شده اند که از نظر اریک برن بازی:

به من یک اردنگی بزن است.

یعنی با رفتارهای بد و آزارنده خود کاری می کنند که نامزدشان در نهایت به آنها یک اردنگی بزند و آنها را از زندگی بیرون کند.

 زندگی با کسی که تله بدرفتاری – بی اعتمادی دارد بسیار سخت و ناگوار است. شما را به جنون می رساند. دائما سر چیزی به شما گیر می دهد و دعوا راه می اندازد. نقش هرکول پوآرو یا خانم مارپل را در رابطه ایفا می کند. شما دائما باید به او پاسخگو باشید که الان کجا بودید؟ چه می کردید؟ با چه کسی صحبت می کردید؟ چرا صحبت می کردید؟ چرا وقتی تلفن زنگ خورد سریع گوشی  را برنداشتید؟ الان کجا می خواهید بروید؟ چرا می خواهید بروید؟ و تازه باید برای تمام این موارد دقیق و تمام و کمال توضیح بدهید. باز هم به شما شک می کند که شما دارید او را می پیچانید و به او دروغ می گویید. مرتضی می گوید:

هر بار با او بصورت آنلاین صحبت می کنم و می گویم ۱۰ دقیقه بروم بیرون بیایم. مثلا  بروم سوپرمارکت پایین سیگار بگیرم برگردم, الم شنگه بپا می کند و می گوید:

 نمیخواهد بری. میگم نگران نباش رفتم پایین عکس می گیرم, فیلم میگیرم حتی می گویم Location برایت می فرستم که دقیقا بدانی من کجا هستم و چه می کنم. باز هم مخالفت می کند و نمی پذیرد. جالب اینجاست که خود این خانم هر کاری که دلش بخواهد می کند و پاسخگوی هیچکس هم نیست.

علی یکی دیگر از مراجعانم می گوید اولین جمله ای که همسرم در دیدارهایمان به من می گوید اینست که:

معلوم نیست با کی بودی؟ (و بعد هم فحش و تهمتهای جنسی)

یعنی من با کسی بوده ام و به ایشان اطلاع ندادم.

در حقیقت آنها به صداقت شما شک می کنند. افکار پارانویایی هیچوقت آنها را رها نمی کند. گاهی اوقات هم شما را مورد آزمایش چدی قرار می دهند تا ببینند شما از این آزمایش سربلند بیرون می آیید یا نه؟

فرزدا می گوید ساعت ۸ سونیا نامزدم را از ماشینم پیاده کردم که به منزل برود. میدانستم که از سر خیابان تا منزل آنها ۵ دقیقه بیشتر راه نیست, لذا راس ۵ دقیقه زنگ زدم چک کنم ببینم به من دروغ می گوید یا نه؟ وقتی که گفت نه, من هنوز به منزل نرسیده ام انگار دنیا روی سرم خراب شد (سوءظنِ خیانت یا دروغ) با داد و فریاد گفتم پس کدوم گوری هستی؟ نامزدم شوکه شده بود. با لحن مظلومانه و آرام گفت من آمدم سوپر مارکت بستنی بخرم بروم منزل. همین. اما من باور نکردم.

البته در قسمت دوم این مقاله, ریشه های تحولی این تله زندگی را بررسی می کنیم اما بد نیست بدانید که بعضی از کسانی که گرفتار بی اعتمادی – بدرفتاری هستند در دوران کودکی یا نوجوانی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند.

فرزین می گوید:

همیشه در مورد رابطه های قبلی نامزدم سخت حساس هستم که با چه کسانی رابطه جنسی داشته است؟ چون خودم چندین بار در دوران کودکی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته ام و در دوران نوجوانی هم با قلدری دخترعمویم را وادار به رابطه جنسی کرده ام لذا فکر میکنم که نامزدم هم ۱۰۰ درصد با کسی رابطه جنسی داشته است (فرافکنی یا Projection)

نفیسه می گوید:

وقتی به شوهرم می گویم دوستت دارم مرا مسخره می کند و می گوید دروغ نگو. فکر نکنم تو مرا دست داشته باشی. اگر مرا دوست داشتی وقتی به تو گفتم با هم برویم فلان جا می پذیرفتی. خلاصه هر بار به او بگویم دوستت دارم با یک جمله ضد حال پاسخ مرا میدهد.

در واقع در این تله زندگی شخص به عشق شما هم شک می کند. می گوید از کجا معلوم که تو مرا دوست داشته باشی.

به هر حال آنها به دلایل مختلف اکثرا از رابطه خودشان با دیگران ناراضی, شاکی و عصبانی هستند.

یکی از شعارهای عجیب و غریب آنها اینست که قبل از اینکه به تو صدمه بزنند صدمه بزن تا آسیب نبینی. قبل از اینکه به تو سیلی بزنند تو سیلی بزن. به قولی اولین مشت را تو بزن وگرنه میخوری.

مهرزاد می گوید:

من پاسخ همسرم را چنان کوبنده می دهم که فکر نکند که من چون بچه شهرستانم زبون ندارم. لذا به محض اینکه ببینم میخواهد اقدامی بکند که مرا برنجاند یا آزار دهد من زودتر از او اقدام می کنم تا نتواند به من ضربه بزند. در واقع آنها فکر می کنند باید در برابر دیگران از خودشان خوب محافظت کنند وگرنه ضربه می خورند.

البته درمانگر هم از زیر تیغ بی اعتمادی و شک و تردید آنها جان سالم به در نمی برد. یکی از تجارب شخصی خودم بعنوان درمانگر با مریم بود. دختر ۳۳ ساله, دکترای مکانیک از یک دانشگاه بین المللی. او عاشق فردی شده بود که هیچ تناسبی با هم نداشتند. مریم با بدرفتاریهای خودش کاری کرده بود که نامزدش دیگر حاضر به ادامه رابطه با او نبود. من هم میدانستم که اگر نامزدش را به این ازدواج ترغیب و تشویق کنم در حق مریم خیانت کرده ام. لذا زیر بار دستورات و خواسته های مریم نمی رفتم. به محض اینکه از متقاعد کردن من برای ازدواج با دوست پسرش مایوس می شد مرا متهم می کرد به پول دوستی (احتمال برون فکنی) که شما فقط برای پول مشاوره می کنید و دنبال بیزینس خودتان هستید. هر بار یک حرفی می زنید من اصلا به شما و کارتان اعتمادی ندارم میخواهم درمانگرم عوض کنم. اما باز هم به مشاوره با من ادامه میداد. من هم بعنوان درمانگر خیلی صبوری کردم که او را طرد نکردم.

حال برای اینکه ببینید آیا شما در تله : بی اعتمادی – بدرفتاری The Mistrust/Abuse Trap 

اسیر شده اید یا نه؟ لطفا آزمون زیر را انجام دهید تا متوجه وضعیت خود در رابطه با دیگرانِ مهم  Significant Others (SO) در زندگیتان بشوید.

لطفاً پرسشنامه ذیل را در یک مقیاس ۱تا۶ انجام دهید:

۱کاملاً غلط

۲تقریباً غلط

۳بیشتر درست تا غلط

۴اندکی درست

۵تقریباً درست

۶کاملاً درست

 

برای پاسخ گویی به سوالات پرسشنامه، به احساس خود مراجعه کنید. فکر کنید که هر سئوال در کل دوران زندگی شما تا چه حد درست بوده است؟ اما اگر زندگی پرافت و خیزی داشته اید، سعی کنید فقط چند سال اخیر را مد نظر قرار دهید.

آزمون تله زندگی: “بی اعتماد – بدرفتاری” The Mistrust/Abuse Trap

 

بعد از انجام آزمون به جدول زیر مراجعه و نمرات خود را تفسیر کنید:

اگر در یکی از سئوال ها, نمره ۵ یا ۶ گرفتید, ممکن است ایت تله زندگی در ذهن شما شکل گرفته باشد, حتی اگر میانگین نمرات شما پایین باشد.

موفق باشید

محسن محمدی نیا (معین)

مشاور و روانشناس

۰۰۶۰۱۷۶۴۸۷۴۰۱

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>