«

»

ژوئن 02

جدا شدن از یک رابطه اشتباه: چگونه و چطور؟

جدا شدن از یک رابطه اشتباه: چگونه و چطور؟

946662_467213050025312_627022838_n

سلام آقای دکتر محمدی نیا مسئول محترم مرکز مشاوره معین!
من مردی هستم ۳۲ ساله دارای همسر و دو فرزند. دیپلمه, شاغل. ما ۸ سال است که ازدواج کرده ایم و از همان روزهای اول دائما با هم جنگیدیم. به دلایلی که نمی توانم بگویم توانایی این را ندارم که از همسرم جدا شوم. به هر حال چون رابطه ام با همسرم خوب نیست و اکثرا با هم در نزاع و کشمکش هستیم با دختری ۲۸ ساله آشنا شدم که در مالزی مجرد است. یکسال بود که با هم آشنا شدیم و به دور از چشم همسرم و پدر و مادر او یک زندگی مشترک تشکیل دادیم. با هم خیلی خوب بودیم. یک زندگی عالی و رویایی اما بر سر جدا شدن من از همسرم با هم کشمکش زیادی داشتیم تا اینکه بعد از یکسال هر دو تصمیم گرفتیم که به این رابطه خاتمه دهیم. یکی از مهمترین دلایل قطع این رابطه حساسیتهای همسر من بود که بتدریج داشت متوجه این رابطه می شد و دوم ترس شدید این دختر خانم از آشکار شدن مسئله و لو رفتن نزد خانواده اش بود. می گفت اگر مادرم بفهمد حتی ممکن است تا مرز سکته پیش برود. سوم اینکه این دختر خانم مرا تمام کمال میخواهد و می گوید یا من یا او؟؟؟. با اینکه این حرفها را میزند اما هم من و هم او بشدت به هم وابسته ایم و احساس میکنیم که نمی توانیم این شرایط جدایی را تحمل کنیم و دوست داریم که دوباره این رابطه از سر گرفته شود. خاطرات شیرینی که با هم داشتیم یک لحظه مرا رها نمی کند. او هم همینطور است. البته میدانیم که شروع دوباره این رابطه اشتباه محض است. اما نمی توانم. من چگونه می توانم این شرایط سخت احساسی را تحمل کنم؟ آیا راهی هست که بتوانم قدرت صبر خود را افزایش دهم تا دوباره به این رابطه بازنگردم؟
پاسخ: سلام جناب آقای ح.ص
انجام چند تکنیک و دیدن این موضوع از یک زاویه هنرمندانه می تواند به شما کمک شایانی نماید:
۱- تصور کنید که شما در حق او گذشت و فداکاری بزرگی کرده اید:
شما کار بزرگی کردید که از او جدا شدید. واقعا تصمیم عاقلانه ای گرفتید. حق آن دختر است که یک همسر کامل داشته باشد. نه یک شوهر نصفه و نیمه. او هم شما را داشت و هم شما را نداشت و این چیزی نیست که یک زن می خواهد. همه زنان دنیا یک شوهر تمام و کمال می خواهند نه یک شوهر نصفه و نیمه. او هم حق دارد که مثل همه دخترهای دنیا یک زندگی نرمال داشته باشد. عروسی بگیرد. شوهرش را با افتخار به خانواده و دوستانش معرفی کند.

convoy

این خودخواهی است که شما به خاطر خودتان بخواهید او را نگه دارید. حضور همسرتان در زندگی شما برای او مثل یک شکنجه است. و شما او را از این شکنجه سخت و طاقت فرسا نجات داده اید. تمام زنان دنیا حسادت دارند. حسودترین زنان دنیا, زنان فرانسوی هستند. زنان هندی رتبه دوم را در دنیا دارند و زنان ایرانی هم در رتبه سوم هستند. حسادت یکی از ۱۰ محوری است که زوجین در زندگی زناشویی با هم درگیر می شوند. (زوجین در ۱۰ محور بعد از ازدواج با هم درگیر می شوند: ۱- محبت و توجه, ۲- حسادت, ۳- سکس, ۴- مواد افیونی مثل سیگار, مشروبات الکلی, مواد مخدر و قلیان و.., ۵- روابط با خانواده و فامیل, ۶- تفریحات و Fun 7- دوستان ۸- مسائل مالی و اقتصادی ۹- فرزندان و مسائل تربیتی آنها ۱۰- روشهای غلط در حل تضادها) پس تا زمانی که شما از همسرتان جدا نشوید دائما این جنگ و دعوا را خواهید داشت. در واقع شما او را از این رنج حسادت خلاص کرده اید و اینکار خردمندانه ای است. تا شما متاهل هستید او در زیر شکنجه است. شما هم که نمی توانید از همسرتان جدا شوید پس بیش از پیش او را شکنجه ندهید.
۲- پیشگیری از یک فاجعه:
همیشه روانشناسان می گویند: هیچگاه در رابطه, رابطه ایجاد نکنید. یکی از مهمترین دلایل “شکست روابط” اینست که وقتی رابطه ای تمام نشده است رابطه دیگری آغاز می شود. این نوع روابط به هزار و یک دلیل مثل حسادت و فاش شدن رابطه پنهانی شکست می خورند. این رابطه امروز نه فردا فاش می شد. ماه پشت ابر نمی ماند و شتر سواری هم دولا دولا نمی شود. بالاخره امروز یا فردا رابطه شما با این خانم آشکار میشد. چه بهتر که پیشگیری کردید و نگذاشتید که کار به جای باریک بکشد و آبروریزی شود. شما پدر ومادر این دختر خانم را هم از خطر بیماریهای جسمی و روحی مثل میگرن, سکته و افسردگی نجات داده اید.

symptoms

 

3- بازداری اندیشه: Thought Stopping:

یکی از قویترین تکنیکها برای کنترل افکار آزارنده, وسواسی و اضطراب زا تکنیک بازداری اندیشه است. در این روش خیلی محکم و مقتدر به ذهن‌تان ایست می دهید. شما این تمرین را در ۳ مرحله انجام می دهید: ۳روز اول (روز اول تا سوم). ۳ روز دوم ( روز چهارم تا ششم) ۳ روز سوم (روز هفتم تا نهم) به اینترتیب که در ۳ روز اول در یک جای خلوت و آرام می نشینید. چشمانتان را می بندید. ۳ تا نفس عمیق می گیرید و عمدا یکی از صحنه هایی را که دوست ندارید در باره آن فکر کنید به ذهنتان می آورید. و بعد از چند ثانیه فریاد می زنید: بسه دیگه. این کوشش را ۲۰ بار انجام میدهید. یعنی آرام می نشینید. چشمانتان را می بندید. ۳ تا نفس عمیق می گیرید و عمدا یکی از صحنه هایی را که دوست ندارید در باره آن فکر کنید به ذهنتان می آورید. و بعد از چند ثانیه فریاد می زنید: بسه دیگه. بعد از ۲۰ بارکوشش یا تمرین. حداقل اجازه دهید ۲ ساعت زمان بگذرد و پس از اینکه ۲ یا ۳ ساعت از تمرینتان گذشت, یکبار دیگر ۲۰ بار این تمرین را انجام میدهید. یادتان باشد که جمله بسه دیگه را با صدای بلند بگویید. بعد از ۳ روز تمرین. در ۳ روز دوم همین تمرین را با صدای زمزمه وار انجام میدهید. البته فریاد میزنید اما آرام فریاد میزنید. یعنی آرام می نشینید. چشمانتان را می بندید. ۳ تا نفس عمیق می گیرید و عمدا یکی از صحنه هایی را که دوست ندارید در باره آن فکر کنید به ذهنتان می آورید. و بعد از چند ثانیه زمزمه وار (زیر لب) فریاد می زنید: بسه دیگه. همین تمرین را در ۳ روز سوم انجام میدهید اما نه باصدای زمزه وت و آرام بلکه فقط در ذهنتان فریاد بزنید: بسه دیگه. همین الان چشمانتان را ببندید و در ذهنتان فریاد بزنید: بسه دیگه. میبینید؟ قشنگ صدای خودتان را می شنوید. پس شما ۳ تا ۳روز تمرین میکنید در ۳ روز اول با صدای بلند در ۳ روز دوم با صدای زمزمه وار و در ۳ روز سوم با بدون صدا و فقط در ذهنتان فریاد بسه دیگه سر می دهید. با این روش ساده اما فوق العاده موثر می توانید هر نوع اندیشه آزارنده ای را تحت کنترل در آورید.
۴- دلایل این حادثه تلخ را کشف کنید و در دفترچه تجربیات خود ثبت نمایید:

لبخنددد
ما چیزی بنام شکست نداریم بلکه به شیوه ای خاص عمل می کنیم و از آن روش, نتیجه ای حاصل می شود. اگر بگونه ای دیگر عمل می کردیم نتیجه ای دیگر می گرفتیم. اما زیرک ترین انسانها کسانی هستند که پس از هر نتیجه ای می نشینند و به دلایل و عواملی که باعث بروز چنین رویدادی شده است فکر می کنند و تمام آنها را بیرون میکشند. شما هم بنشینید و با یک قلم و کاغذ تمام دلایلی که منجر به چنین نتیجه و رویدادی شده است بیرون بکشید.

به فهرستی که یکی از مراجعان من پس از قطع رابطه با نامزدش استخراج و نوشته است توجه کنید:
۱- عدم اعتماد به نفس: از کلاس دوم دبیرستان چندین شکست پی در پی داشتم و همین شکستهای پی در پی منجر به کاهش شدید اعتماد به نفس من شد و الان که ۲۵ سال دارم در برابر جنس مخالف خیلی زود خودم را می بازم.
۲- قبل از اینکه او را بشناسم دل بستم. از این به بعد تا طرفم را خوب نشناسم اجازه نمیدهم که احساساتم رها شود. باید بیشتر احساسم را کنترل میکردم. فکر میکنم عجله کردم. خیلی عجله کردم. خیلی.
۳- در انتخابم اشتباه کردم. ما از همان روز اول تناسب زیادی نداشتیم و من این را احساس میکردم ولی گذاشتم زمان تعیین کند که چه بر سر رابطه ما خواهد آمد. باید قدرت انتخاب خود را افزایش دهم و هشیارانه تر عمل کنم. نباید اجازه میدادم زمان رابطه ما را تعیین کند. بهتر بود خودم ابتکار عمل را بدست می گرفتم.
۴- بیش از حد به طرفم اعتماد کردم. او را مثل خودم می دیدم در حالیکه او مرا مثل خودش نمی دید و من و تویی زیاد داشت.
۵- بیش از حد برایش وقت و انرژی گذاشتم. شاید بیش از لیاقت او. حتی هزینه های مالی زیادی کردم اما هر قدر من توجه بیشتری میکردم و وقت و انرژی بیشتری می گذاشتم, پول بیشتری خرج می کردم او کمتر توجه می کرد و بیشتر از من فاصله می گرفت.

۵- بنویسید و پاره کنید:
این روش برای خالی کردن ذهن از احساسات تند و ناآرام است. گاهی ذهن شما آنقدر ازوقایع گذشته‌ و اتفاقات پیش آمده پر است که انگار ظرف ذهنتان پرشده و در حال لبریز شدن است و مرتب وقایع در ذهن مرور می‌شود. شما را کلافه می کندهر کاری می کنید نمی‌توانید به موضوع دیگری فکر کنید. ذهن شما تا حد معینی گنجایش دارد. بقولی هر کس ظرفیتی دارد و پر می شود و باید به نوعی از افکار نامطلوب و دوست نداشتنی خالی شود. بهترین کار در این زمان نوشتن است، کافی است هرچه در ذهن دارید بدون هیچ‌گونه انتخابی روی کاغذ بیاورید و هیچ‌چیزی را جا نیندازید، باید کاملا بدون سانسور و صادقانه بنویسید تا ذهن شما کاملا تخلیه شود. بنابراین بنشینید و هر چه در باره احساسات آزارنده از ابتدای این رابطه تا الان به ذهنتان می رسد بنویسید بعد وقتی ذهنتان کاملا خالی شد،

Legs of Man Standing on Torn Paper

آن کاغذها را دور بیندازید پاره کنید یا حتی بسوزانید. توصیه بر اینست که در آب روان بریزد.
۶- به صدای آب گوش کنید:
به کوه دشت و دمن بزنید. طبیعت آرامش فوق العاده ای به شما می دهد. اگر به یک پارک یا رودخانه هم بروید بد نیست. اگر امکانش را ندارید, برای ۱۰ دقیقه آب شیر یا حمام منزلتان را باز کنید و بدون اینکه به چیز دیگری فکر کنید فقط به صدای آب گوش کنید.

صدای آب روان, فضای سبز و طبیعت تاثیر بسیار زیادی در از بین بردن و فراموش کردن خاطرات تلخ دارد.
۷- هیچ بهانه ای برای ارتباط مجدد ایجاد نکنید:
گاه زوجین بعد از جدایی دنبال بهانه میگردند تا یکبار دیگر یکدیگر را ببینند یا به نوعی دوباره ارتباط برقرار کنند. ارتباط را بطور کامل قطع کنید. هیچ بهانه و دلیلی برای ارتباط مجدد نیاورید. مثلا می خواهم وسایلش را پس بدهم. می ترسم فلان مشکل برایش پیش بیاید, بنابر این فقط به او بگویم چنین کند و چنان کند تا فلان مشکل برایش پیش نیاید. من در برابر او احساس مسئولیت می کنم. میترسم رابطه بعدی او با شخص نالایقی باشد.
ما ایرانیها موجودات عجیب و غریبی هستیم. وقتی در ارتباط هستیم خیلی احساس مسئولیت نمی کنیم اما وقتی جدا می شویم همه چیز طرف برایمان مهم می شود. عزیز من اگر شما break up کردید یا قطع رابطه نموده اید دیگر حق ندارید هیچ نوع رابطه مجددی را برقرار کنید و با هم حرف بزنید, در فیس بوک برایش لایک یا کاممنت بگذارید. پیام بدهید و… هر چقدر هم که دلسوز و مهربان باشید. No Relationship No Friendship. پس دیگر تمامش کنید. محکم و با قدرت. اگر عقلتان تشخیص داده که تمام کنید. تمام کنید. اگر او هم SMS داد یا زنگ زد به هیچ عنوان جوابش را ندهید. طبق تحقیقات بعد از ۷ بار تلاش برای برقرای ارتباط طرف شما ناامید می شود. من میدانم که این دل کندن بسیار سخت و طاقت فرساست. اگر دل کندن آسان بود فرهاد بجای دل کندن از شیرین, کوه نمی کند. اما باید در تصمیم خود سرسخت و استوار باشید. این رابطه اگر امروز تمام نمی شد ۶ ماه دیگر یا ۶ سال دیگر باید تمام می شد. چون این رابطه از اساس اشتباه بوده است.
۸- دلایلی را که باید رابطه تان تمام می شد را فهرست کنید:
شما کار عاقلانه ای کرده اید. به خودتان اعتماد داشته باشید. برگه ای بردارید و تمام دلایلی را که باید به این رابطه خاتمه می دادید فهرست کنید. این دلایل در ذهن شما هست اما بهتر است آنها را بنویسید و روزی چندین بار به آنها نگاهی بیندازید تا از بخش ناهشیار شما به بخش هشیار شما بیاید و همیشه نسبت به دلایل خود برای قطع این رابطه حضور ذهن داشته باشید. این دلایل را بمدت ۲۱ روز, روزی ۲ بار بخوانید.
۹- دو رفتار سمبولیک (پیراهن مشکی و سنگ قبر):
اگر فراموش کردن او برایتان سخت است, تصور کنید او به دیدار باقی شتافته است و دیگر چنین فردی در کره زمین وجود خارجی ندارد. بنابراین یک مراسم ختم ۴۰ روزه برای این رابطه بگیرید. به مدت ۴۰ روز یک پیراهن مشکی بپوشید. یک سنگ قبر کوچک هم در منزل یا محل کار درست کنید. اسم او را روی آن بنویسید. و هر روز به مدت ۴۰ روز سر قبر او بروید و برای ختم این رابطه گریه کنید. بسیاری از مراجعان من در روز سوم و چهارم میگویند این روش فوق العاده تاثیر داشت و بعضی از آنها می گویند در این روش ما از همان روز اول متوجه شدیم طرف حتی لیاقت گریه کردن هم نداشت که برایش حتی گریه کنیم.
۱۰- یک سال وقت لازم دارید:
وقتی ماشینی با سرعت زیاد در حال حرکت است، هنگام ایستادن یک خط ترمزی روی زمین بوجود می‌آید، رابطه نیز چنین است. بعد از پایان رابطه مدت زمانی طول می کشد که شرایط دوباره به حالت عادی بازگردد. این زمان در درجه اول بستگی به میزان پذیرش شما دارد و بعد با توجه به راه‌هایی که برای مدیریت ذهن‌تان انتخاب کرده‌اید (در بالا به آنها اشاره کردم) می‌تواند این زمان طولانی‌تر یا کوتاه‌تر باشد. معمولا ۱۲ ماه زمان می برد که فرد بتواند خود را با شرایط جدید وفق دهد، پژوهشها نشان می دهند تغییرات روانی بعد از جدایی, ۳ روز, ۷ روز, ۴۰ روز و یکسال خودش را بشدت نشان می‌دهد. طبق تحقیقات لازاروس و گروهش در کانادا (۱۹۸۴) افرادی که عزیزی را از دست می دهند در روزهای سوم, هفتم, چهلم و ماه دوازدهم بیشترین میزان استرس را دریافت می کنند. پس در این روزها احتمال اینکه فیل شما یاد هندوستان کند و دوباره بخواهید به این رابط برگردید بسیار بالاست. پس در این روزهای خاص صبورتر باشید و روابط اجتماعی خود را گسترده تر کنید.
۱۱- تا یکسال رابطه جدید جدی ایجاد نکنید:
یکی از اشتباهاتی که افراد عامی در این لحظات می کنند و به دیگران هم توصیه می کنند اینست که می گویند جانشین بگذار. جانشین سازی بزرگترین اشتباه است. اولا طرفی که شما جدیدا با او رابطه برقرار می کنید چه گناهی کرده است که باید مسئولیت اشتباه شما را بپذیرد و یا تاوان اشتباه شما را بپردازد. ثانیا شما هنوز دارای زخم روانی هستید و تا زمانیکه این زخم التیام نیافته و شما آرام و قرار نگرفتید و به شرایط نرمال نرسیدید حق ندارید دوباره وارد یک رابطه جدید شوید. تازه بعد از یکسال متوجه می شوید که در آنزمان چقدر در اشتباه بودید.
۱۲- انرژی خود را تخلیه کنید و حد اقل ۵ فعالیت جدید را وارد زندگیتان کنید:
اگر در دوران جدایی فقط در خانه بنشینید یا تنها باشید و هیچ کاری هم برای انجام دادن نداشته باشید مسلما اذیت خواهید شد. تمام ذهن شما مشغول آن دختری است که او را ترک کرده‌اید و مدام در وسوسه زنگ زدن و ارتباط با او هستید، پس باید خودتان را مشغول کرده و کمی زندگیتان را فعالتر کنید. هر چند تا حدی مشکل است اما دوروبرتان را شلوغ کنید، خود را در روابط اجتماعی و در بین دوستانتان قرار دهید، به کارها و فعالیت‌های موردعلاقه‌تان مشغول شوید تا انرژی شما را به سمت دیگری ببرد چون عشق و دوست داشتن نوعی انرژی است که به سمت شخص مورد علاقه شما معطوف است پس شما باید این انرژی را به سمت دیگری چون ورزش کردن، علاقه‌های شخصی، سفر و. . . منحرف کنید، گرچه ممکن است صددرصد فراموش نکنید اما مسلما احساس بهتری پیدا خواهید کرد. اگر امکان دارد یک سفر یک هفته ای بروید. در باشگاه ورزشی ثبت نام و زیر نظر مربی ورزش کنید.

jogging+running+man

بهتر است حداقل ۵ فعالیت را به فعالیتهای روزانه خود اضافه کنید. مطمئن باشید که مشکلات شما مخصوصا مشکلات احساسی هر قدر هم سخت و سنگین باشد شما سرسخت تر و قویتر هستید. در تصمیم خود مصمم و استوار باشید. موفق و پیروز باشید.
محسن محمدی نیا (معین)
مسئول مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی معین. مالزی. KL

2 comments

  1. reza

    با سلام.عالی بود من همین دیشب یه رابطه رو تموم کردم .خیلی طرف من خاین بود و چندین بار مچشو گرفتم.البته دوسش داشتم و برام سخت بود که تموم بشه ولی با این مطلب بسیار خوبتون سعی میکنم از همین حالا آرومتر با خودم کنار بیام و فراموشش کنم.بله باید سنگ قبری هم براش بخرم.ممنون

    1. admin

      خوشحالم. آفزین به همت و اراده شما.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می‌توانید از این تگ‌های اچ‌تی‌ام‌ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>